تالار گفتگو ستاره‌شناسان

نسخه‌ی کامل: خوشه پروین
شما در حال مشاهده نسخه آرشیو هستید. برای مشاهده نسخه کامل کلیک کنید.
صفحات: 1 2
ممنون افسانه جالبی بود. اما یک سوال خوشه پروین یا همون هفت خواهران در زمان ایران باستان به همین اسم بود یا اسم دیگری داشته ؟
جوابت توی پست دوم صفحه قبله
دقیقا به این اسم نبوده ما یه فارسی اوستایی داریم و یه فارسی پهلوی زبانی که ما امروزه استفاده میکنیم مجموع فارسی پهلوی و دری و عربی است در تمام این دوره ها اگرچه پروین نبوده ولی بر اساس وزنی نزدیک به پروین بوده
یه مثال:
واژه شهریور که ما امروزه استفاده میکنیم در اوستا خشتره ویریه است که توی زبان پهلوی خشتور نامیده میشده و الان شهریور
کلا اگه منظور شما از ایران باستان زبان اوستایی ست باید بگم زبان اوستایی زبان خیلی سختی ست که تلفظ وازه های اون هم بسیار مشکل
ولی جواب اصلی شما صفحه قبل پست دوم هستش
پروین در میان عربها نیز برای زمان سنجی به کار می رفته ، چنانکه در آثارالباقیه این معنی در بیتی چنین آمده است : چون ماه در شب سوم با پروین مقارن شود، زمستان پایان می یابد (ابوریحان بیرونی ، ص 540؛ نیز رجوع کنید به ابن قتیبه ، ص 29). عربها اعتقاد داشتند که ورود پروین به تحت الشعاع ، بدترین اوقات سال از جهت شیوع بیماریهاست و مدت تحت الشعاع بودن آن را چهل روز می دانستند (ابوریحان بیرونی ، 1363ش ، ص 549 ـ 550)؛ همچنین آن را جزو ستارگانی می شمردند که بویژه به چشم آسیب می رسانند (همو، 1362ش ، ص 428). ظهور پروین در صبحگاه ، پس از تحت الشعاع ، نشانة قوت گرما بوده است و در وسط آسمان بودن آن ، به هنگام غروب خورشید، نشانة شدت سرما (ابن قتیبه ، همانجا).

بطلمیوس فقط چهار ستاره از شش یا هفت ستاره (قابل مشاهده با چشم غیرمسلح ) را در خوشة پروین مشخص کرده و آنها را ستارگان 30 تا 33 صورت فلکی ثور شماره گذاری کرده است (ص 363). صوفی نیز (ص 148) در این باره از بطلمیوس پیروی نموده ، با این تفاوت که شمارش آنها را از 29 آغاز کرده است . بیرونی (1373ـ 1375، ج 3، ص 1060) دو ستارة دیگر پروین را نیز به این فهرست افزوده و آنها را شمارة 33 و 34 دانسته است . به نوشتة صوفی (ص 145) عربها شش یا هفت کوکب را، که به شکل دانه های یک خوشة انگور گرد هم آمده اند، ثریا می نامند که به پارسی پروین است . به سبب پیوستگی آنها با یکدیگر، همگی را به منزلة یک کوکب قرار داده اند و اسم «نجم (النجم )» بر آنها نهاده اند و گاه همگی را «نجوم ثریا» می خوانند. مراد از واژة «النجم » در قرآن ( رجوع کنید به نحل : 16، النجم : 1، الرحمن : 6، طارق : 3) نیز از نظر برخی مفسران خوشة پروین (ثریّا) است ( رجوع کنید به تفاسیر، ذیل آیة اول سورة نجم ).

بیرونی از کسانی که خوشة پروین را شبیه سحابی می دانند انتقاد می کند. به نوشتة او (1373ـ1375، ج 3، ص 993) ثریا شبیه هیچکدام از سحابیها نیست ، ستاره های آن شش تاست و هیچ ناظری در شمارة آنها اختلاف ندارد. هفتمین ستارة خوشه را که برخی دیده و برخی ندیده اند در اروپا «پلیاد مفقود» می نامیدند. در دانش نجوم امروزی ، این احتمال مطرح شده است که پلیاد مفقود کم نور یا ناپدید شده باشد ( > دایرة المعارف نجوم مک گراو ـ هیل < ، ذیل "Pleiades" ).

ابن قتیبه در قرن سوم هجری نوشته است که در ثریا شش ستاره ظاهر است و در بین آنها ستاره های بسیار کم نور فراوان اند (ص 23). البته امروزه می دانیم که در آسمان صاف و تاریک می توان با چشم غیر مسلح ستاره های این خوشه را تا قدر شش مشاهده کرد. بر این اساس ، در شرایط مناسب رصدی ، با چشم غیرمسلح ، تا نُه ستاره در خوشة پروین می توان تشخیص داد. حتی برخی از رصدکنندگان در شرایط بسیار عالی رصدی ، تا 14 ستاره را با چشم غیرمسلح در خوشة پروین تشخیص داده اند (ورنبرگ ، ص 50). در نجوم دورة اسلامی ، درخشانترین ستارة این مجموعه «الوسط » نامیده می شده ، که به نامهای «الجوز» و «نیّرالثریا» نیز معروف بوده است (طباطبائی ، ذیل «الوسط »). ابوریحان بیرونی در التفهیم نوشته است : اعراب پروین را مانند سری با دو دست در نظر می گرفتند که دست بلندتر به سوی شمال دراز شده و در انتها به ستارة کفّالخضیب (بتا ـ ذات الکرسی ) می رسد (ص 104). ازینرو کفّالخضیب ، دست شمالی ثریا، را «کفّ الثریا» نیز نامیده اند (مصفّی ، ذیل «کف الخضیب ») و دست کوچکتر را که به سوی جنوب کشیده شده ، به دلیل کوچکتر بودن ، «کفّ الجَذْماء» نامیده اند (ابوریحان بیرونی ، 1362ش ، همانجا).

امروزه ، می دانیم که خوشة پروین از گونة خوشه های باز ستاره ای است و دست کم از مجموع 250 ستاره پدید آمده است (ورنبرگ ، ص 50 ـ51). این خوشه در > فهرست مسیه < با شمارة 45 (به اختصار 45 M ) رده بندی شده است و با قدر ظاهری کلی 2ر1، از لحاظ درخشندگی ظاهری ، سومین خوشة ستاره ای آسمان محسوب می شود ( > فهرست آسمان 2000 < ، ج 2، ص 275ـ284).

مختصات استوایی مرکز خوشة پروین ، بر اساس اعتدال سال 2000 میلادی ، عبارت است از بُعد: 3 ساعت و 47 دقیقه ؛ میل : َ7 ْ24 (همان ، ج 2، ص 276). ستاره های خوشة پروین در آسمان ، شبیه آبگردان کوچکی هستند که قطر زاویه ای کاسة آبگردان به اندازة قطر زاویه ای ماه (نیم درجه ) اما قطر زاویه ای کل خوشه حدود ْ2 است ( > سالنمای نجومی 1995 < ، ص 49 H ، همانجا). ستارگان این خوشه به رنگ سفید یا سفید مایل به آبی اند و جرم آنها حدود چهار تا هفت برابر خورشید و قطرشان پنج تا هشت برابر خورشید است (کاکس و مانکهاوس ، ص 6ـ7). پیرامون ستاره های اصلی خوشة پروین ، سحابیهایی از گونة بازتابی قرار دارند که بزرگترین آنها پیرامون ستاره های مائیا و مروپه اند ( > فهرست آسمان 2000 < ، ج 2، ص 297). قطر واقعی خوشة پروین حدود سیزده سال نوری است که با توجه به قطر زاویه ای آن ، حدود 420سال نوری با زمین فاصله دارد ( > سالنمای نجومی 1995 < ، همانجا). ستاره های خوشة پروین حدود هشتاد میلیون سال پیش شکل گرفته اند و با سرعت پنج کیلومتر در ثانیه از ما دور می شوند ( > فهرست آسمان 2000 < ، ج 2، ص 276).
قدر ستارگان

روی هم رفته 20 ستاره پروین از قدر ششم درخشان*ترند. اما انتظار نداشته باشید همه آنها را بتوانید به چشم ببینید، چون برخی از آنها بسیار به هم نزدیکند و تفکیک آنها بسیار دشوار است. کسانی بودند که می توانستند حتی تا 18 ستاره پروین را هم با چشم غیر مسلح ببینند! در مقایسه با دقت عقاب گونه دیدگان آنها ، مردمان عادی تقریبا کورند! پروین یکی از نزدیکترین خوشه های اختری باز در سراسر آسمان است و فقط خوشه باز " هوادس" در همان صورت فلکی ثور ، از آن به ما نزدیکتر است. فاصله 430 سال نوری ما را از ستاره های تشکیل دهنده پروین جدا می کند. این خوشه، پهنه ای به وسعت 4 برابر قرص ماه را می پوشاند و از اینجا می توان نتیجه گرفت اندازه واقعی آن تقریبا 22 سال نوری باید باشد. اگر به دوربین دوچشمی دسترسی دارید با آن به این خوشه زیبا نگاهی بیندازید!
عکسهای زمانگیر ، پروین را در احاطه سحابی رقیقی نشان می*دهند که بیش از این پنداشته می*شد بازمانده دوران پیدایش ستاره های آن باشد، اما چهار سال پیش ، اخترشناسان ، با بررسی دوباره تصاویر ماهواره فرو سرخ "آیراس" دریافتند که این سحابی متعلق به خود خوشه نیست بلکه پروین فقط از میان آن عبور می کند و ربطی به آن ندارد
صفحات: 1 2