<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار گفتگو ستاره‌شناسان - ستاره شناسان]]></title>
		<link>https://www.astrotalk.ir/</link>
		<description><![CDATA[تالار گفتگو ستاره‌شناسان - https://www.astrotalk.ir]]></description>
		<pubDate>Tue, 23 Jun 2026 04:03:10 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[اولین ستاره شناس ایرانی به معنای سنتی چه کسی بوده]]></title>
			<link>https://www.astrotalk.ir/thread-2633.html</link>
			<pubDate>Wed, 21 Jan 2015 00:28:16 +0330</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://www.astrotalk.ir/member.php?action=profile&uid=1943">Ù…Ø¬ÛŒØ¯</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://www.astrotalk.ir/thread-2633.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام..ممنون میشم مشارکت کنید<br />
اخه یه جایی دیدم میگفتن نظامی هم چیزهای میدانسته]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام..ممنون میشم مشارکت کنید<br />
اخه یه جایی دیدم میگفتن نظامی هم چیزهای میدانسته]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[چهره های ستاره شناسی ایران]]></title>
			<link>https://www.astrotalk.ir/thread-2577.html</link>
			<pubDate>Tue, 06 May 2014 23:30:40 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://www.astrotalk.ir/member.php?action=profile&uid=1782">bigstar344</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://www.astrotalk.ir/thread-2577.html</guid>
			<description><![CDATA[دوستان دراین تاپیک چهره های شاخص نجومی کشور  رو معرفی میکنیم. کسانی که وجودشون مایه ی فخر ماست.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[دوستان دراین تاپیک چهره های شاخص نجومی کشور  رو معرفی میکنیم. کسانی که وجودشون مایه ی فخر ماست.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[25 اوت 2012 ..... نیل آرمسترانگ یادت گرامی باد !]]></title>
			<link>https://www.astrotalk.ir/thread-2487.html</link>
			<pubDate>Sat, 24 Aug 2013 21:03:35 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://www.astrotalk.ir/member.php?action=profile&uid=652">amir adib</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://www.astrotalk.ir/thread-2487.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">[COLOR="#008000"]<div style="text-align: center;" class="mycode_align">به نام خدا<br />
نیل الدرن آرمسترانگ<br />
25 اوت 2012 ؛ روزی که نخستین انسانی که پا بر ماه نهاد ، <br />
به علت عوارض بعد از عمل در 82 سالگی جان خود را از دست داد . اکنون در 25 اوت 2013 که دقیقا 1 سال از مرگ وی می گذرد ، نگاهی داریم به زندگی 82 ساله ی وی .<br />
تولد <br />
نیل آرمسترانگ حاصل ازدواج استفان کونیگ آرمسترانگ و ویولا لوئیس انگل است و در 5 اوت 1930 ؛ در شهر واپاکونتا، اوهایو به دنیا آمد . <br />
 نوجوانی و جوانی<br />
پدرش استفان آرمسترانگ، حسابرس دولت ایالتی اوهایو بوده است و بارها در سراسر کشور نقل مکان کرده است. گفته می شود که نیل قبل از تولد ۱۵ سالگی اش در ۲۰ شهر مختلف زندگی کرده*است. وی در سن 6 سالگی به همراه پدرش برای اولین بار پرواز را تجربه کرد و در این زمان بود که اشتیاقش برای فضانورد شدن شکل گرفته و در طول زندگی اش از بین نرفت.<br />
 او به شدت به پرواز علاقه داشت. پدر او برای تحصیل نیل در دبیرستان "بلوم"، برای آخرین بار در سال ۱۹۴۴ به شهرستان واپاکونتا نقل مکان کرد. <br />
. قهرمان زندگی آرمسترانگ چارلز لیندبرگ بود و در سن 16 سالگی، پیش از اینکه بتواند رانندگی کند، پرواز را شروع کرد<br />
وی در سال 1947 تحصیل در رشته مهندسی هوا فضا را در دانشگاه پوردو آغاز کرد و لیسانس خود را در سال 1955 در این رشته دریافت کرد،ی پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه پوردو تصمیم گرفت به خلبان آزمایشی مطالعات تجربی نیز تبدیل شود و از این رو به کمیته مشاوره ملی ایستگاه پرواز های سریع در پایگاه هوایی ادواردز پیوست. اولین پرواز وی بر روی هواپیمای موشکی در 15 آگوست 1957 و در ارتفاع 18 کیلومتری انجام گرفت. وی در این دوران پروازهای آزمایشی زیادی را بر روی هواپیماهای مختلف انجام داد.  <br />
بزرگسالی <br />
نیل در1985 در برنامه ی <br />
   Man In Space Soonest<br />
نیروی هوایی آمریکا پذیرفته شد. در سال 1960 به عضویت گروه خلبانان مشاور بوئینگ <br />
 X-20 Dyna-Soar<br />
یک هواپیمای فضایی نظامی درآمد و در مارچ 1962 آرمسترانگ به عنوان یکی از 6 خلبان برگزیده که در برنامه فضایی پرواز خواهند کرد، انتخاب شد. <br />
در آن زمان، درخواست آرمسترانگ که به شدت جذب برنامه فضایی آپولو و جستجو در محیط فضایی جدید شده بود، یک هفته پس از زمان تعیین شده به پایگاه ادواردز رسید،  اما این درخواست به کمک دوست آرمسترانگ به شکلی که کسی متوجه نشود،  در میان دیگر درخواست ها قرار گرفت و وی توانست در تست پزشکی در پایگاه بروکز سیتی شرکت کند.<br />
در سال 1962 ، سالی که جان اف،  کندی قول داد تا پایان دهه انسانی را به روی کره ماه می فرستد، از نیل برای پیوستن به نیروی فضایی ناسا دعوت شد و وی بدون تامل این دعوت را پذیرفت. در حالی که روسها عنوان اولین انسان ها در فضا را از آن خود کرده بودند، آمریکایی ها در تلاش بودند در این رقابت پیروز شوند و از این رو حمایت*های مالی و پشتیبانی از برنامه آپولوی ناسا هیچ حد  و مرزی نداشت<br />
آرمسترانگ طی ماموریت جمینی 8 توانست کنترل کپسول فضایی را در دست گرفته و جان خود و کمک خلبانش را نجات دهد. نیل انسانی به شدت خجالتی و کم حرف بود اما مهارت های پرواز وی باعث شد تا در نهایت به فرمانده بی چون و چرای آپولو 11 تبدیل شود . <br />
در سال 1969 سر انجام ؛<br />
 آرمسترانگ به همراه <br />
باز آلدرین و مایکل کالینز به عنوان افراد منتخب  برای اولین ماموریت آپولو به سوی ماه،* در فضاپیمایی که سیستم کنترلی آن کمتر از یک هزارم قدرت رایانشی لپ تاپ های امروزی بود، راهی کره ماه شدند . <br />
   <br />
20 جولای 1969 ،آن ها به ماه رسیدند ، آرمسترانگ پس از مانور دادن برای جلوگیری از اصابت با صخره ها، تنها 20 ثانیه سوخت در اختیار داشت تا اتاقک ایگل را بر روی سطح ماه فرود آورد، و در نهایت وی از درون کپسول به مرکز کنترل هیجان زده در هیوستون اعلام کرد: ایگل فرود آمد. وی درحالی که با احتیاط اتاقک فضایی را ترک می کرد، جمله مشهورش را آماده می*کرد و در نهایت گفت: قدمی کوچک برای انسان، جهشی بزرگ برای بشریت. جمله ای که در تاریخ فعالیت های فضایی بشر جاودانه شد . <br />
 پس از بازگشت به زمین ، آرمسترانگ حاضر نشد از شهرتش برای درآمدزایی استفاده کند  و  به در تنهایی در مزرعه اش در اوهایو به زندگی پرداخت، در دانشگاه سینسیناتی به آموزش مهندسی پرداخته و در نهایت وارد تجارت شد .<br />
آرمسترانگ در طول حیاتش به ندرت مصاحبه ای انجام داد و هیچ عکسی از خود را برای کسی امضا نکرد و تنها گاه و بی گاه به سخنرانی های کوتاه و پراکنده ای بسنده می کرد. وی به همراه دو فضانورد دیگر آپولو در سال 1999 مدال هوانوردی لانگلی را از ال گور دریافت کردند . <br />
ارمسترانگ درهفتم آگوست سال 2012 تحت جراحی قلب قرار گرفت و در 25 آگوست 2012 به دلیل اختلالات ناشی از این جراحی سنگین، در اوهایو آمریکا چشم از جهان فرو بست . <br />
اکنون که 1 سال از مرگ وی میگذرد ، <br />
او و جمله ی معروفش در ذهن اکثریت مردم جهان باقی است . <br />
روحش شاد و یادش گرامی باد <br />
امیرحسین ادیبی <br />
</div>[/COLOR]</div></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">[COLOR="#008000"]<div style="text-align: center;" class="mycode_align">به نام خدا<br />
نیل الدرن آرمسترانگ<br />
25 اوت 2012 ؛ روزی که نخستین انسانی که پا بر ماه نهاد ، <br />
به علت عوارض بعد از عمل در 82 سالگی جان خود را از دست داد . اکنون در 25 اوت 2013 که دقیقا 1 سال از مرگ وی می گذرد ، نگاهی داریم به زندگی 82 ساله ی وی .<br />
تولد <br />
نیل آرمسترانگ حاصل ازدواج استفان کونیگ آرمسترانگ و ویولا لوئیس انگل است و در 5 اوت 1930 ؛ در شهر واپاکونتا، اوهایو به دنیا آمد . <br />
 نوجوانی و جوانی<br />
پدرش استفان آرمسترانگ، حسابرس دولت ایالتی اوهایو بوده است و بارها در سراسر کشور نقل مکان کرده است. گفته می شود که نیل قبل از تولد ۱۵ سالگی اش در ۲۰ شهر مختلف زندگی کرده*است. وی در سن 6 سالگی به همراه پدرش برای اولین بار پرواز را تجربه کرد و در این زمان بود که اشتیاقش برای فضانورد شدن شکل گرفته و در طول زندگی اش از بین نرفت.<br />
 او به شدت به پرواز علاقه داشت. پدر او برای تحصیل نیل در دبیرستان "بلوم"، برای آخرین بار در سال ۱۹۴۴ به شهرستان واپاکونتا نقل مکان کرد. <br />
. قهرمان زندگی آرمسترانگ چارلز لیندبرگ بود و در سن 16 سالگی، پیش از اینکه بتواند رانندگی کند، پرواز را شروع کرد<br />
وی در سال 1947 تحصیل در رشته مهندسی هوا فضا را در دانشگاه پوردو آغاز کرد و لیسانس خود را در سال 1955 در این رشته دریافت کرد،ی پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه پوردو تصمیم گرفت به خلبان آزمایشی مطالعات تجربی نیز تبدیل شود و از این رو به کمیته مشاوره ملی ایستگاه پرواز های سریع در پایگاه هوایی ادواردز پیوست. اولین پرواز وی بر روی هواپیمای موشکی در 15 آگوست 1957 و در ارتفاع 18 کیلومتری انجام گرفت. وی در این دوران پروازهای آزمایشی زیادی را بر روی هواپیماهای مختلف انجام داد.  <br />
بزرگسالی <br />
نیل در1985 در برنامه ی <br />
   Man In Space Soonest<br />
نیروی هوایی آمریکا پذیرفته شد. در سال 1960 به عضویت گروه خلبانان مشاور بوئینگ <br />
 X-20 Dyna-Soar<br />
یک هواپیمای فضایی نظامی درآمد و در مارچ 1962 آرمسترانگ به عنوان یکی از 6 خلبان برگزیده که در برنامه فضایی پرواز خواهند کرد، انتخاب شد. <br />
در آن زمان، درخواست آرمسترانگ که به شدت جذب برنامه فضایی آپولو و جستجو در محیط فضایی جدید شده بود، یک هفته پس از زمان تعیین شده به پایگاه ادواردز رسید،  اما این درخواست به کمک دوست آرمسترانگ به شکلی که کسی متوجه نشود،  در میان دیگر درخواست ها قرار گرفت و وی توانست در تست پزشکی در پایگاه بروکز سیتی شرکت کند.<br />
در سال 1962 ، سالی که جان اف،  کندی قول داد تا پایان دهه انسانی را به روی کره ماه می فرستد، از نیل برای پیوستن به نیروی فضایی ناسا دعوت شد و وی بدون تامل این دعوت را پذیرفت. در حالی که روسها عنوان اولین انسان ها در فضا را از آن خود کرده بودند، آمریکایی ها در تلاش بودند در این رقابت پیروز شوند و از این رو حمایت*های مالی و پشتیبانی از برنامه آپولوی ناسا هیچ حد  و مرزی نداشت<br />
آرمسترانگ طی ماموریت جمینی 8 توانست کنترل کپسول فضایی را در دست گرفته و جان خود و کمک خلبانش را نجات دهد. نیل انسانی به شدت خجالتی و کم حرف بود اما مهارت های پرواز وی باعث شد تا در نهایت به فرمانده بی چون و چرای آپولو 11 تبدیل شود . <br />
در سال 1969 سر انجام ؛<br />
 آرمسترانگ به همراه <br />
باز آلدرین و مایکل کالینز به عنوان افراد منتخب  برای اولین ماموریت آپولو به سوی ماه،* در فضاپیمایی که سیستم کنترلی آن کمتر از یک هزارم قدرت رایانشی لپ تاپ های امروزی بود، راهی کره ماه شدند . <br />
   <br />
20 جولای 1969 ،آن ها به ماه رسیدند ، آرمسترانگ پس از مانور دادن برای جلوگیری از اصابت با صخره ها، تنها 20 ثانیه سوخت در اختیار داشت تا اتاقک ایگل را بر روی سطح ماه فرود آورد، و در نهایت وی از درون کپسول به مرکز کنترل هیجان زده در هیوستون اعلام کرد: ایگل فرود آمد. وی درحالی که با احتیاط اتاقک فضایی را ترک می کرد، جمله مشهورش را آماده می*کرد و در نهایت گفت: قدمی کوچک برای انسان، جهشی بزرگ برای بشریت. جمله ای که در تاریخ فعالیت های فضایی بشر جاودانه شد . <br />
 پس از بازگشت به زمین ، آرمسترانگ حاضر نشد از شهرتش برای درآمدزایی استفاده کند  و  به در تنهایی در مزرعه اش در اوهایو به زندگی پرداخت، در دانشگاه سینسیناتی به آموزش مهندسی پرداخته و در نهایت وارد تجارت شد .<br />
آرمسترانگ در طول حیاتش به ندرت مصاحبه ای انجام داد و هیچ عکسی از خود را برای کسی امضا نکرد و تنها گاه و بی گاه به سخنرانی های کوتاه و پراکنده ای بسنده می کرد. وی به همراه دو فضانورد دیگر آپولو در سال 1999 مدال هوانوردی لانگلی را از ال گور دریافت کردند . <br />
ارمسترانگ درهفتم آگوست سال 2012 تحت جراحی قلب قرار گرفت و در 25 آگوست 2012 به دلیل اختلالات ناشی از این جراحی سنگین، در اوهایو آمریکا چشم از جهان فرو بست . <br />
اکنون که 1 سال از مرگ وی میگذرد ، <br />
او و جمله ی معروفش در ذهن اکثریت مردم جهان باقی است . <br />
روحش شاد و یادش گرامی باد <br />
امیرحسین ادیبی <br />
</div>[/COLOR]</div></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نجوم ايران و انجمن نجوم ايران؟؟؟]]></title>
			<link>https://www.astrotalk.ir/thread-1553.html</link>
			<pubDate>Mon, 12 Jul 2010 19:09:27 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://www.astrotalk.ir/member.php?action=profile&uid=244">astroastro</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://www.astrotalk.ir/thread-1553.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام<br />
انجمن نجوم ايران هم يكم كارش جالب شده. ديگه بعد ماراتن مسيه سه قلعه كه خوب برگزار شد ديگه نه از مسيه دهم خبري شد و نه از صوفي و نه حتي از مسيه هايي كه قرار بود منطقه اي برگزار بشه، كسي سر از كارشون در نمي آره، مي خواستم تو اين صفحه حداقل دردلامون رو با انجمن نجوم ايران مطرح كنيم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام<br />
انجمن نجوم ايران هم يكم كارش جالب شده. ديگه بعد ماراتن مسيه سه قلعه كه خوب برگزار شد ديگه نه از مسيه دهم خبري شد و نه از صوفي و نه حتي از مسيه هايي كه قرار بود منطقه اي برگزار بشه، كسي سر از كارشون در نمي آره، مي خواستم تو اين صفحه حداقل دردلامون رو با انجمن نجوم ايران مطرح كنيم]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[استاد شجریان]]></title>
			<link>https://www.astrotalk.ir/thread-1493.html</link>
			<pubDate>Thu, 17 Jun 2010 14:41:19 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://www.astrotalk.ir/member.php?action=profile&uid=212">Sagittarius</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://www.astrotalk.ir/thread-1493.html</guid>
			<description><![CDATA[دوستان استاد شجریان رو که همه میشناسید. هنرمند بی بدیلی که به علت همراهی با مردمش بین عامه بسیار محبوبتر شده. ایشان اخیرا در مصاحبه ای که با یکی از شبکه های معتبر خبری دنیا داشت ، در پاسخ به سوال مصاحبه گر که پرسید چه کتابهایی مطالعه میکنید گفت:" با همه گرفتاری بیشتر کتابهای شعر (برای انتخاب شعر های خوب) و البته کتابهایی که درباره نجوم هست."  به نظر من این افتخار بزرگی برای جامعه نجوم آماتوری ایرانه که استاد هم به ستاره شناسی علاقه داره و همچنین سعادت بزرگی برای خود استاده که به نجوم میپردازه، چون سعادت لذت بردن از آسمان نصیب هر کسی نمیشه.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[دوستان استاد شجریان رو که همه میشناسید. هنرمند بی بدیلی که به علت همراهی با مردمش بین عامه بسیار محبوبتر شده. ایشان اخیرا در مصاحبه ای که با یکی از شبکه های معتبر خبری دنیا داشت ، در پاسخ به سوال مصاحبه گر که پرسید چه کتابهایی مطالعه میکنید گفت:" با همه گرفتاری بیشتر کتابهای شعر (برای انتخاب شعر های خوب) و البته کتابهایی که درباره نجوم هست."  به نظر من این افتخار بزرگی برای جامعه نجوم آماتوری ایرانه که استاد هم به ستاره شناسی علاقه داره و همچنین سعادت بزرگی برای خود استاده که به نجوم میپردازه، چون سعادت لذت بردن از آسمان نصیب هر کسی نمیشه.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[پرفسور هاوکینگ]]></title>
			<link>https://www.astrotalk.ir/thread-1393.html</link>
			<pubDate>Fri, 02 Apr 2010 16:45:18 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://www.astrotalk.ir/member.php?action=profile&uid=377">supr nova</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://www.astrotalk.ir/thread-1393.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام<br />
می خواستم بپرسم آقای استیون هاوکینگ با این بیماری که دارن میتونن حرف بزنن؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام<br />
می خواستم بپرسم آقای استیون هاوکینگ با این بیماری که دارن میتونن حرف بزنن؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[جامعه مجازي نجوم]]></title>
			<link>https://www.astrotalk.ir/thread-1347.html</link>
			<pubDate>Sun, 07 Feb 2010 11:37:20 +0330</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://www.astrotalk.ir/member.php?action=profile&uid=176">Shirmardi</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://www.astrotalk.ir/thread-1347.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام<br />
به وب سايت <a href="http://www.nightsky.me" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">www.nightsky.me</a> برويد و با ثبت نام كردن در آن وب سايت به جامعه مجازي نجوم بپيونديد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام<br />
به وب سايت <a href="http://www.nightsky.me" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">www.nightsky.me</a> برويد و با ثبت نام كردن در آن وب سايت به جامعه مجازي نجوم بپيونديد.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ابن رسته اصفهانی  < اگر نامش را نشنیده اید حتما ببینید >]]></title>
			<link>https://www.astrotalk.ir/thread-1345.html</link>
			<pubDate>Fri, 05 Feb 2010 12:25:48 +0330</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://www.astrotalk.ir/member.php?action=profile&uid=112">abadanastro</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://www.astrotalk.ir/thread-1345.html</guid>
			<description><![CDATA[امروز در حال مطالعه مقالاتی از یک اختر باستان شناس بودم که با این دانشمند بزرگ ایرانی آشنا شدم<br />
و این سوال را چندین بار از خودم پرسیدم :<br />
<br />
<span style="font-size: 7pt;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #FF0000;" class="mycode_color">چرا تا بحال از او نشنیده ام ؟</span></span></span><br />
<br />
و شاید شما هم همچون من از ایشان کمتر شنیده باشید . <br />
پس به مطالبی در این رابطه به نقل از <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">دکتر رضا مرادی غیاث آبادی</span> (اختر باستان شناس) بنگرید :<br />
<br />
ابن رسته اصفهانی<br />
روایتگر کیهان شناسی ایرانی<br />
<br />
هر چند كه بسیاری از نوشتارهای ایرانیان در زمینه دانش كیهان و زمین در گذر زمان از بین رفته و یا نسخه‌های خطی و فرسوده آن در گوشه كتابخانه‌ها در انتظار نابودی همیشگی هستند؛ اما همواره برخی از تاریخ‌نگاران یا جغرافی‌نویسان، جستارهایی از آنها را در آثار خود باز آورده‌اند. یكی از مهم‌ترین چنین آثاری، كتاب گرانقدر و بی‌نظیر   «اعلاق‌النفیسه» نوشته «ابن‌رسته اصفهانی» است. از تولد، زندگانی و مرگ ابن‌رسته آگاهی چندانی در دست نیست و زمان نگارش اعلاق‌النفیسه را به اواخر سده سوم هجری و یا اوایل سده چهارم منسوب می‌دارند. از همین رو این كتاب یكی از كهن‌ترین منابع موجود در این زمینه دانسته می‌شود.<br />
<br />
اعلاق‌النفیسه در اصل فرهنگنامه‌ای هفت جلدی بوده است كه تنها آخرین جلد آن كه در زمینه نجوم و جغرافیاست تا به امروز باقی مانده است. ابن‌رسته تحت تأثیر و آموزش‌های فرغانی، ابومعشر و جیهانی بوده و برخی (همچون كراچكوفسكی) بر این باورند كه او استاد كیهان‌نگاری قزوینی نیز بوده است.<br />
<br />
متن اصلی این كتاب برای نخستین بار به كوشش آ. و. جوینبول به سال 1869 میلادی در هلند منتشر شد و پس از ترجمه فرانسه آن در سال 1955 توسط گاستون ویت، حیرت جهانیان را فراهم آورد و پس از آن بارها به زبان‌های گوناگون ترجمه و منتشر شد. كراچكوفسكی نیز در «مجموعه نوشته‌های جغرافیایی» (به روسی) به شرح و روشنگری‌های فراوانی در این باره می‌پردازد. جالب است كه اعلاق‌النفیسه علیرغم شهرت جهانی آن، در میهن خود كاملاً ناشناخته بود و هنوز هم تاحدودی هست. خوشبختانه این كتاب گرانقدر ابن‌رسته به كوشش دكتر حسین قره‌چانلو در ایران نیز منتشر شده است (امیركبیر، 1365).<br />
<br />
ابن‌رسته آگاهی‌های زمان خود در زمینه شكل زمین، فاصله اجرام آسمانی از زمین و تناوب فاصله آنها، اندازه‌گیری میل محور زمین، حركات كره زمین و بسیاری آگاهی‌های دیگر را باز می‌آورد. او محاسبه میل محور زمین در سده سوم هجری را 23 درجه و 33 دقیقه آورده است كه با داده‌های دانش امروزی، تنها 4 دقیقه با میل زمین در آنزمان (23 درجه و 37 دقیقه)، اختلاف دارد. در حالیكه در همان زمان، میل زمین در نزد اروپاییان 24 درجه كامل دانسته می‌شد. همین اندازه‌گیری، معاصران ابن‌رسته را بر این گمان درست می‌راند كه در عرض‌های جغرافیایی بالاتر از 66 درجه و اندی، شب كامل و روز كامل حكمفرماست.<br />
<br />
او همچون روایت بیرونی از ابوسعید سجزی، به نقل باورهای موجود زمان خود در زمینه حركت انتقالی كره زمین به گرد خورشید می‌پردازد: «<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">گردشی كه از ستارگان بنظر می‌رسد، در واقع حركت زمین است، نه فلك خورشید</span></span>». او همچنین به وضوح حركت وضعی كره زمین به گرد خود را اینگونه بازگو می‌كند: «<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">زمین مانند زرده است در میان تخم مرغ و بر محور دو قطب خود می‌گردد. قطبی در شمال و قطبی در جنوب. زمین در هر شبانروز یكبار بر دو قطب خود می‌گردد</span></span>». ابن رسته پرسشی را پاسخ می‌گوید كه هنوز هم پرسیده می‌شود و هنوز هم دانشمندان به همانگونه آنرا پاسخ می‌دهند: «<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بزرگی خورشید و ماه در افق، تنها بخاطر خطای دید ناشی از بخار و غبار و طولانی‌تر شدن مسیر پرتوهای ماه و خورشید است</span></span>».<br />
<br />
با اینكه آگاهی از كرویت زمین به زمان‌های بسیار دورتری باز می‌گردد و در بخش‌های گوناگونی از اوستا از زمین با صفت «<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سـكَـرِنَـه</span></span>» (گوی‌پیكر/ كروی) یاد شده، اما ابن‌رسته دلایل دیگری نیز برای كرویت زمین نقل می‌كند. او علاوه بر تفاوت زمان طلوع و غروب خورشید، تفاوت زمان «خورگرفت» و «مـه‌گرفت» را بعنوان دلیلی برای قوس عرضی زمین و تغییر ارتفاع ستاره قطبی را یكی از دلایل قوس طولی زمین و در نتیجه كرویت آن باز می‌شمارد.<br />
<br />
ابن‌رسته زمین را «كوچكترین همه ستارگان» و بزرگتر از برخی سیاره‌ها می‌داند. او جرم عطارد را یك بیست و دوم زمین می‌داند كه با آگاهی امروزی كه یك نوزدهم زمین دانسته شده است، به نحو چشمگیری نزدیكی دارد. او همچو دانش امروزی، قطر زمین را 5/3 برابر قطر كره ماه می‌داند و فاصله آن تا زمین را 245000 میل (450000 كیلومتر) ثبت می‌كند كه با آگاهی امروزی تنها 10 درصد اختلاف دارد. او از فاصله تناوبی سیاره‌ها با زمین یاد می‌كند و ضمن اینكه دانسته می‌شود پیشینیان ما از چنین تغییراتی در فاصله سیاره‌ها از زمین آگاهی داشته‌اند، گاه دقت آنان نیز چشمگیر می‌شود. برای نمونه او بیشترین فاصله مریخ تا زمین را شصت میلیون كیلومتر می‌داند كه برابر است با كمترین فاصله مریخ تا زمین بر مبنای اندازه‌گیری‌های امروزی. او همچنین بیشترین فاصله مشتری تا زمین را یك و نیم برابر كمترین فاصله آن می‌داند. نسبتی كه دانش امروزی آنرا تأیید كرده است.<br />
<br />
ابن‌رسته از ثبت محاسبات مربوط به قطر و محیط كره زمین نیز غافل نمانده است و اندازه‌گیری‌ ثبت شده او، قطری در حدود 40000 كیلومتر و در نتیجه محیطی 1200۰0 كیلومتری را بدست می‌دهد.<br />
<br />
اعلاق‌النفیسه، علاوه بر آگاهی‌های نجومی و زمین‌پیمایی (ژئودزی)، اطلاعات مفید دیگری نیز در اختیار ما می‌گذارد: در این كتاب نام خلیج فارس نه تنها برای دریای فعلی، كه برای دریای عمان نیز بكار رفته است: « <span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اول خلیج فارس در مصب دجله و آخر آن مكران است در اول هند</span></span>». ابن‌رسته همچنین روایت جالبی را باز می‌آورد كه در بررسی تاریخچه خط فارسی اهمیتی فراوان دارد: « <span style="color: #FF0000;" class="mycode_color">اولین كسی كه به عربی نوشت، آنرا از اهالی انبار در دل ایرانشهر فرا گرفته بود</span> ».<br />
<br />
<a href="http://www.ghiasabadi.com" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">http://www.ghiasabadi.com</a><br />
<span style="color: #FF8000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">حتما به این سایت سر بزنید </span>.</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[امروز در حال مطالعه مقالاتی از یک اختر باستان شناس بودم که با این دانشمند بزرگ ایرانی آشنا شدم<br />
و این سوال را چندین بار از خودم پرسیدم :<br />
<br />
<span style="font-size: 7pt;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #FF0000;" class="mycode_color">چرا تا بحال از او نشنیده ام ؟</span></span></span><br />
<br />
و شاید شما هم همچون من از ایشان کمتر شنیده باشید . <br />
پس به مطالبی در این رابطه به نقل از <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">دکتر رضا مرادی غیاث آبادی</span> (اختر باستان شناس) بنگرید :<br />
<br />
ابن رسته اصفهانی<br />
روایتگر کیهان شناسی ایرانی<br />
<br />
هر چند كه بسیاری از نوشتارهای ایرانیان در زمینه دانش كیهان و زمین در گذر زمان از بین رفته و یا نسخه‌های خطی و فرسوده آن در گوشه كتابخانه‌ها در انتظار نابودی همیشگی هستند؛ اما همواره برخی از تاریخ‌نگاران یا جغرافی‌نویسان، جستارهایی از آنها را در آثار خود باز آورده‌اند. یكی از مهم‌ترین چنین آثاری، كتاب گرانقدر و بی‌نظیر   «اعلاق‌النفیسه» نوشته «ابن‌رسته اصفهانی» است. از تولد، زندگانی و مرگ ابن‌رسته آگاهی چندانی در دست نیست و زمان نگارش اعلاق‌النفیسه را به اواخر سده سوم هجری و یا اوایل سده چهارم منسوب می‌دارند. از همین رو این كتاب یكی از كهن‌ترین منابع موجود در این زمینه دانسته می‌شود.<br />
<br />
اعلاق‌النفیسه در اصل فرهنگنامه‌ای هفت جلدی بوده است كه تنها آخرین جلد آن كه در زمینه نجوم و جغرافیاست تا به امروز باقی مانده است. ابن‌رسته تحت تأثیر و آموزش‌های فرغانی، ابومعشر و جیهانی بوده و برخی (همچون كراچكوفسكی) بر این باورند كه او استاد كیهان‌نگاری قزوینی نیز بوده است.<br />
<br />
متن اصلی این كتاب برای نخستین بار به كوشش آ. و. جوینبول به سال 1869 میلادی در هلند منتشر شد و پس از ترجمه فرانسه آن در سال 1955 توسط گاستون ویت، حیرت جهانیان را فراهم آورد و پس از آن بارها به زبان‌های گوناگون ترجمه و منتشر شد. كراچكوفسكی نیز در «مجموعه نوشته‌های جغرافیایی» (به روسی) به شرح و روشنگری‌های فراوانی در این باره می‌پردازد. جالب است كه اعلاق‌النفیسه علیرغم شهرت جهانی آن، در میهن خود كاملاً ناشناخته بود و هنوز هم تاحدودی هست. خوشبختانه این كتاب گرانقدر ابن‌رسته به كوشش دكتر حسین قره‌چانلو در ایران نیز منتشر شده است (امیركبیر، 1365).<br />
<br />
ابن‌رسته آگاهی‌های زمان خود در زمینه شكل زمین، فاصله اجرام آسمانی از زمین و تناوب فاصله آنها، اندازه‌گیری میل محور زمین، حركات كره زمین و بسیاری آگاهی‌های دیگر را باز می‌آورد. او محاسبه میل محور زمین در سده سوم هجری را 23 درجه و 33 دقیقه آورده است كه با داده‌های دانش امروزی، تنها 4 دقیقه با میل زمین در آنزمان (23 درجه و 37 دقیقه)، اختلاف دارد. در حالیكه در همان زمان، میل زمین در نزد اروپاییان 24 درجه كامل دانسته می‌شد. همین اندازه‌گیری، معاصران ابن‌رسته را بر این گمان درست می‌راند كه در عرض‌های جغرافیایی بالاتر از 66 درجه و اندی، شب كامل و روز كامل حكمفرماست.<br />
<br />
او همچون روایت بیرونی از ابوسعید سجزی، به نقل باورهای موجود زمان خود در زمینه حركت انتقالی كره زمین به گرد خورشید می‌پردازد: «<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">گردشی كه از ستارگان بنظر می‌رسد، در واقع حركت زمین است، نه فلك خورشید</span></span>». او همچنین به وضوح حركت وضعی كره زمین به گرد خود را اینگونه بازگو می‌كند: «<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">زمین مانند زرده است در میان تخم مرغ و بر محور دو قطب خود می‌گردد. قطبی در شمال و قطبی در جنوب. زمین در هر شبانروز یكبار بر دو قطب خود می‌گردد</span></span>». ابن رسته پرسشی را پاسخ می‌گوید كه هنوز هم پرسیده می‌شود و هنوز هم دانشمندان به همانگونه آنرا پاسخ می‌دهند: «<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بزرگی خورشید و ماه در افق، تنها بخاطر خطای دید ناشی از بخار و غبار و طولانی‌تر شدن مسیر پرتوهای ماه و خورشید است</span></span>».<br />
<br />
با اینكه آگاهی از كرویت زمین به زمان‌های بسیار دورتری باز می‌گردد و در بخش‌های گوناگونی از اوستا از زمین با صفت «<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سـكَـرِنَـه</span></span>» (گوی‌پیكر/ كروی) یاد شده، اما ابن‌رسته دلایل دیگری نیز برای كرویت زمین نقل می‌كند. او علاوه بر تفاوت زمان طلوع و غروب خورشید، تفاوت زمان «خورگرفت» و «مـه‌گرفت» را بعنوان دلیلی برای قوس عرضی زمین و تغییر ارتفاع ستاره قطبی را یكی از دلایل قوس طولی زمین و در نتیجه كرویت آن باز می‌شمارد.<br />
<br />
ابن‌رسته زمین را «كوچكترین همه ستارگان» و بزرگتر از برخی سیاره‌ها می‌داند. او جرم عطارد را یك بیست و دوم زمین می‌داند كه با آگاهی امروزی كه یك نوزدهم زمین دانسته شده است، به نحو چشمگیری نزدیكی دارد. او همچو دانش امروزی، قطر زمین را 5/3 برابر قطر كره ماه می‌داند و فاصله آن تا زمین را 245000 میل (450000 كیلومتر) ثبت می‌كند كه با آگاهی امروزی تنها 10 درصد اختلاف دارد. او از فاصله تناوبی سیاره‌ها با زمین یاد می‌كند و ضمن اینكه دانسته می‌شود پیشینیان ما از چنین تغییراتی در فاصله سیاره‌ها از زمین آگاهی داشته‌اند، گاه دقت آنان نیز چشمگیر می‌شود. برای نمونه او بیشترین فاصله مریخ تا زمین را شصت میلیون كیلومتر می‌داند كه برابر است با كمترین فاصله مریخ تا زمین بر مبنای اندازه‌گیری‌های امروزی. او همچنین بیشترین فاصله مشتری تا زمین را یك و نیم برابر كمترین فاصله آن می‌داند. نسبتی كه دانش امروزی آنرا تأیید كرده است.<br />
<br />
ابن‌رسته از ثبت محاسبات مربوط به قطر و محیط كره زمین نیز غافل نمانده است و اندازه‌گیری‌ ثبت شده او، قطری در حدود 40000 كیلومتر و در نتیجه محیطی 1200۰0 كیلومتری را بدست می‌دهد.<br />
<br />
اعلاق‌النفیسه، علاوه بر آگاهی‌های نجومی و زمین‌پیمایی (ژئودزی)، اطلاعات مفید دیگری نیز در اختیار ما می‌گذارد: در این كتاب نام خلیج فارس نه تنها برای دریای فعلی، كه برای دریای عمان نیز بكار رفته است: « <span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اول خلیج فارس در مصب دجله و آخر آن مكران است در اول هند</span></span>». ابن‌رسته همچنین روایت جالبی را باز می‌آورد كه در بررسی تاریخچه خط فارسی اهمیتی فراوان دارد: « <span style="color: #FF0000;" class="mycode_color">اولین كسی كه به عربی نوشت، آنرا از اهالی انبار در دل ایرانشهر فرا گرفته بود</span> ».<br />
<br />
<a href="http://www.ghiasabadi.com" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">http://www.ghiasabadi.com</a><br />
<span style="color: #FF8000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">حتما به این سایت سر بزنید </span>.</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آیا نابینایان می توانند ستاره شناس شوند؟!]]></title>
			<link>https://www.astrotalk.ir/thread-1325.html</link>
			<pubDate>Sat, 16 Jan 2010 14:59:52 +0330</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://www.astrotalk.ir/member.php?action=profile&uid=287">Sun girl</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://www.astrotalk.ir/thread-1325.html</guid>
			<description><![CDATA[آیا  شما در مورد چگونگی پیدایش جهان ، شکل گیری خورشید و زمین ، چگونگی آغاز حیات در کره خاکی و یا مکانی در گوشه ای از عالم که مانند دنیای زمینی ما باشد چیزی می دانید؟                                                   <br />
<br />
در طول تاریخ ، انسانها پرسش هایی از این دست را مطرح کرده اند تا بلکه جایگاه ما در پهنه ی گیتی را درک کنند.<br />
<br />
برخی به مذهب رجوع می کنند تا پاسخ خود را بیابند.دانش ستاره شناسی به این پرسش ها از دیدگاه علمی پاسخ می دهد.ممکن است شما هنگامیکه در مورد گستردگی فضا یا احتمال اینکه روزی انسانها قادر به ارتباط با تمدنهای هوشمند در کهکشان ما باشند تأمل می کنید ، بسیار شگفت زده شوید.من به عنوان یک اخترشناس که علاقه ی وافری به آموزش دارد می دانم که بسیاری از دانش آموزان از مقطع دبستان تا دانشگاه توسط ستاره شناسی بسیار شگفت زده شده اند.برخی از آنها ممکن است نجوم را به عنوان یک شغل برگزینند .اما برای بسیاری این علم دریچه ای به سوی دیگر عرصه های دانش و فن آوری است.                                                 <br />
<br />
من نابینا نیستم و یا در بینایی مشکلی ندارم ، همچنین هیچ یک از اعضای خانواده ی من اینگونه نیستند.اما به شدت احساس می کنم پرسش هایی که در ستاره شناسی مطرح می شوند برای همه افراد مهم هستند و فرقی نمی کند که آنها نابینا باشند یا از نعمت بینایی برخوردار باشند.همه ما می خواهیم بدانیم که چه کسی هستیم ، جایگاهمان در این جهان چیست و به سوی کجا رهسپاریم.گذشته از این ، جهان از آن همه انسانهاست!در این مقاله قصد دارم برخی از دیدگاه های خود را در مورد سر و کار داشتن با دانش آموزان نابینا یا کسانی که دچار اختلالات بینایی هستند و در عین حال نجوم می آموزند با شما قسمت کنم. <br />
<br />
<br />
<br />
<br />
دکتر برنارد بک وینچاتز(نویسنده مقاله) به دانش آموزان نابینا ستاره شناسی می آموزد<br />
<br />
<br />
<br />
هنگامی که فعالیت خود را در "لمس کیهان" * آغاز کردم، به زودی دریافتم که دیدگاه های نادرستی در مورد نجوم وجود دارد و یکی از آنها این است که بسیاری از مردم معتقدند نجوم یک علم بصری است.  تصور آنها از یک ستاره شناس کسی است که که از درون تلسکوپ به آسمان می نگرد و از آنچه مشاهده می کند یادداشت بر می دارد.این ممکن است روشی باشد که گالیله ، 400 سال پیش ، از آن برای مشاهدات خود استفاده می کرد.اما ستاره شناسی نوین بسیار متفاوت است.توان دوربین های دیجیتالی برای مشاهده ، بسیار بالاتر از چشمان  ماست( حتی فیلم های عکاسی) و مدتهاست که از آنها به عنوان آشکارسازهای نور جمع آوری شده توسط تلسکوپها استفاده می شود.این دوربین ها بسیار حساس تر از چشمان ما هستند و این امکان را ایجاد می کند تا به دقت ، کوچکترین تفاوت در درخشندگی،موقعیت و شکل ظاهری اجرام را اندازه گیری کنیم .همچنین با استفاده از چنین ابزارهای پیشرفته ای می توان با نوردهی طولانی مدت ، اجرامی که میلیاردها بار کم نور تر از آنچه چشمان ما می توانند ببینند را آشکارسازی کرد.هنگامیکه دوربین های دیجیتالی نور ناشی از اجرام آسمانی را به صورت الکترونیکی ثبت کردند ، این نور به یک رایانه منتقل می شود و با استفاده از نرم افزارهای ویژه مراحلی را طی می کند.اخترشناسان از چشمان خود برای خواندن ارقام ، کلمات و برخی اوقات نمودارهایی که بر صفحه نمایشگر رایانه نمایان می شوند استفاده می کنند اما چشمان آنها هیچ گاه به عنوان یک ابزار علمی برای انجام اندازه گیری ها تلقی نمی شود.هیچ چیز وجود ندارد که یک فرد نابینا نتواند انجام دهد.    <br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
  <br />
<br />
<br />
<br />
اهله ماه  <br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
دیدگاه نادرست دیگر بیان می کند که اخترشناسان بایستی به قلّه ی کوه ها در نقاط دور دست سفر کنند تا بتوانند به مشاهده و رصد آسمان بپردازند.بسیاری از تلسکوپ ها را می توان از طریق اینترنت هدایت کرد.برای مثال ، من زصدهای خود را که برای تکمیل پایان نامه ام نیاز بود با تلسکوپی در رصدخانه ی آپاچی پوینت در نیو مکزیکو انجام دادم و هرگز به آنجا سفر نکردم.در عوض ، روند انجام کار را از دفتر کار خود در دانشگاه واشینگتن در ستل و از طریق اینترنت برای تلسکوپ ارسال کردم.یک متخصص فنی آنلاین نیز آنجا بود تا در صورت ایجاد اشکال در نحوه عملکرد تلسکوپ مرا راهنمایی کند.هنگامی که صبح زود و پس از پایان رصد با دوچرخه خود در خیابانهای بارانی راهی خانه بودم احساس کردم که تجربه سفر به کویر و شب های رویایی پر ستاره آن را از دست داده ام.اما عقیده ی من این است که شما می توانید منجم شوید حتی اگر سفر کردن به این نقاط دور دست و یا هدایت یک تلسکوپ بزرگ برای شما دشوار باشد .<br />
<br />
مثال دیگر ، تلسکوپهای خودکار در فضا هستند.بسیاری از مشاهدات با چنین تلسکوپهایی انجام می شوند تا از مزاحمت هایی که جو زمین ایجاد می کند به دور باشند.برای مثال من از مشاهدات تلسکوپ فضایی هابل استفاده می کنم که در ارتفاع 600 کیلومتری بر فراز زمین ، سیاره ما را دور می زند.هابل توسط گروهی از اخترشناسان ، مهندسان و متخصصان فنی در موسسه علمی تلسکوپ فضایی هدایت می شود.اخترشناسان از سراسر جهان طرح های پیشنهادی خود را به این گروه می فرستند تا برای آنها مشاهدات رصدی را هدایت کنند ، سپس داده ها به منظور تحلیل و تفسیر علمی برای اخترشناسان فرستاده می شود.<br />
<br />
شاید با شنیدن اینکه هم اکنون مهم ترین و دشوارترین بخش کار اخترشناسان پاسخ به سوالهای جالب نیست بلکه پرسیدن آنهاست شگفت زده شوید! اما لازمه ی دست یابی به چنین پرسش هایی آن است که آنها به طور مداوم مقالات مختلف را مطالعه کنند تا اطلاعات به روزتری در مورد آنچه سایر دانشمندان در سراسر دنیا انجام می دهند دریافت کنند . هنگامیکه یک پرسش جالب را مطرح کردند بایستی  به جمع آوری و تحلیل داده هایی که به منظور پاسخگویی به پرسش به آنها نیاز دارند بپردازند.سرانجام ، آنها نتایج خود را با تحقیقات دیگران مقایسه  و در مطبوعات نجومی مقالات خود را منتشر می کنند تا سایر همکارانشان در سراسر جهان نیز از یافته های آنان مطلع شوند .برخی اوقات آنها قادر به پاسخگویی به پرسش های خود هستند اما در اکثر موارد تنها یک قطعه دیگر به این پازل اضافه می کنند.اخترشناسان باید ریاضیات و مهارتهای رایانه ای خوبی داشته باشند اما هیچ چیز در کار یک اخترشناس وجود ندارد که یک فرد نابینا را از دنبال کردن این عرصه بازدارد.<br />
<br />
ستاره شناسی نوین به خودی خود به ما در مورد ماهیت نابینایی نکاتی را می آموزد.از آنجایی که همه اجرام در فضا از دیدگان انسانها بسیار دور هستند ، ما باید هر آنچه را که می خواهیم بدانیم از نوری که آنها به ما می فرستند استخراج کنیم.نور از امواج کوچک میدانهای الکتریکی و مغناطیسی تشکیل شده است.طول این امواج بسته به رنگشان تغییر می کند.برای مثال نور قرمز دارای طول موج بیشتری نسبت به رنگ آبی است.نور سفید ترکیبی از امواج ، با طول موجهای متفاوت است.شما میتوانید این پدیده را در رنگین کمان مشاهده کنید.<br />
<br />
اما نور مریی تنها بخشی کوچک از آنچه طیف الکترومغناطیسی نامیده می شود می باشد.امواج رادیویی ، ریزموج ها ،نور فروسرخ ، نور فرابنفش ، پرتوهای ایکس و گاما برای چشمان ما نامریی هستند زیرا طول موج های آنها بسیار بلند و یا بسیار کوتاه هستند. آتش نشانها از نور فروسرخ برای مشاهده دود ناشی از سوختن ساختمانها و یافتن کسانی که در دام افتاده اند استفاده می کنند.جراحان از پرتو ایکس برای مشاهده داخل بدن بیماران و اختر شناسان از کلیه فسمت های طیف الکترومغناطیسی برای مطالعه کیهان بهره می گیرند.اما آیا آنها دید پرتو ایکس یا فروسرخی دارند؟مسلما اینگونه نیست اما این موضوع هیچگاه اخترشناسان را از ساخت ابزارهایی که قادر به آشکارسازی امواج نامریی که چشمان ما قادر به مشاهده آنها نیستند باز نمی دارد.اگر کمی در اینباره تأمل کنید در می یابید که تفاوت میان یک فرد بینا و یک فرد نا بینا بسیار جزیی است.درست است که مشاهده نور مریی چه در علم و چه در زندگی روزمره مفید است اما درسی که نجوم به ما می دهد این است که اگر شما با چشمانتان نمی توانید نور مریی را ببینید، به دنبال روش های دیگری برای مشاهده آن باشید.برای مثال با استفاده از فن آوری یا چشمان افراد دیگر! بنابراین نابینایی به هیچ وجه نباید مانع دنبال کردن علایق و رویا های این افراد شود .<br />
<br />
  <br />
<br />
<br />
<br />
یکی از کارکنان ناسا که مشکل بینایی دارد اما با این حال در حرفه خود بی نظیر بوده و قادر به کنترل هواپیما و به پرواز در آوردن آن نیز می باشد!<br />
<br />
<br />
منبع:پارس اسکای<br />
<br />
<img src="https://www.astrotalk.ir/images/attachtypes/image.png" title="JPG Image" border="0" alt=".jpg" />
&nbsp;&nbsp;<a href="attachment.php?aid=505" target="_blank" title="">versapointmoon.jpg</a> (اندازه 148.53 KB / تعداد دانلود: 100)
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[آیا  شما در مورد چگونگی پیدایش جهان ، شکل گیری خورشید و زمین ، چگونگی آغاز حیات در کره خاکی و یا مکانی در گوشه ای از عالم که مانند دنیای زمینی ما باشد چیزی می دانید؟                                                   <br />
<br />
در طول تاریخ ، انسانها پرسش هایی از این دست را مطرح کرده اند تا بلکه جایگاه ما در پهنه ی گیتی را درک کنند.<br />
<br />
برخی به مذهب رجوع می کنند تا پاسخ خود را بیابند.دانش ستاره شناسی به این پرسش ها از دیدگاه علمی پاسخ می دهد.ممکن است شما هنگامیکه در مورد گستردگی فضا یا احتمال اینکه روزی انسانها قادر به ارتباط با تمدنهای هوشمند در کهکشان ما باشند تأمل می کنید ، بسیار شگفت زده شوید.من به عنوان یک اخترشناس که علاقه ی وافری به آموزش دارد می دانم که بسیاری از دانش آموزان از مقطع دبستان تا دانشگاه توسط ستاره شناسی بسیار شگفت زده شده اند.برخی از آنها ممکن است نجوم را به عنوان یک شغل برگزینند .اما برای بسیاری این علم دریچه ای به سوی دیگر عرصه های دانش و فن آوری است.                                                 <br />
<br />
من نابینا نیستم و یا در بینایی مشکلی ندارم ، همچنین هیچ یک از اعضای خانواده ی من اینگونه نیستند.اما به شدت احساس می کنم پرسش هایی که در ستاره شناسی مطرح می شوند برای همه افراد مهم هستند و فرقی نمی کند که آنها نابینا باشند یا از نعمت بینایی برخوردار باشند.همه ما می خواهیم بدانیم که چه کسی هستیم ، جایگاهمان در این جهان چیست و به سوی کجا رهسپاریم.گذشته از این ، جهان از آن همه انسانهاست!در این مقاله قصد دارم برخی از دیدگاه های خود را در مورد سر و کار داشتن با دانش آموزان نابینا یا کسانی که دچار اختلالات بینایی هستند و در عین حال نجوم می آموزند با شما قسمت کنم. <br />
<br />
<br />
<br />
<br />
دکتر برنارد بک وینچاتز(نویسنده مقاله) به دانش آموزان نابینا ستاره شناسی می آموزد<br />
<br />
<br />
<br />
هنگامی که فعالیت خود را در "لمس کیهان" * آغاز کردم، به زودی دریافتم که دیدگاه های نادرستی در مورد نجوم وجود دارد و یکی از آنها این است که بسیاری از مردم معتقدند نجوم یک علم بصری است.  تصور آنها از یک ستاره شناس کسی است که که از درون تلسکوپ به آسمان می نگرد و از آنچه مشاهده می کند یادداشت بر می دارد.این ممکن است روشی باشد که گالیله ، 400 سال پیش ، از آن برای مشاهدات خود استفاده می کرد.اما ستاره شناسی نوین بسیار متفاوت است.توان دوربین های دیجیتالی برای مشاهده ، بسیار بالاتر از چشمان  ماست( حتی فیلم های عکاسی) و مدتهاست که از آنها به عنوان آشکارسازهای نور جمع آوری شده توسط تلسکوپها استفاده می شود.این دوربین ها بسیار حساس تر از چشمان ما هستند و این امکان را ایجاد می کند تا به دقت ، کوچکترین تفاوت در درخشندگی،موقعیت و شکل ظاهری اجرام را اندازه گیری کنیم .همچنین با استفاده از چنین ابزارهای پیشرفته ای می توان با نوردهی طولانی مدت ، اجرامی که میلیاردها بار کم نور تر از آنچه چشمان ما می توانند ببینند را آشکارسازی کرد.هنگامیکه دوربین های دیجیتالی نور ناشی از اجرام آسمانی را به صورت الکترونیکی ثبت کردند ، این نور به یک رایانه منتقل می شود و با استفاده از نرم افزارهای ویژه مراحلی را طی می کند.اخترشناسان از چشمان خود برای خواندن ارقام ، کلمات و برخی اوقات نمودارهایی که بر صفحه نمایشگر رایانه نمایان می شوند استفاده می کنند اما چشمان آنها هیچ گاه به عنوان یک ابزار علمی برای انجام اندازه گیری ها تلقی نمی شود.هیچ چیز وجود ندارد که یک فرد نابینا نتواند انجام دهد.    <br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
  <br />
<br />
<br />
<br />
اهله ماه  <br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
دیدگاه نادرست دیگر بیان می کند که اخترشناسان بایستی به قلّه ی کوه ها در نقاط دور دست سفر کنند تا بتوانند به مشاهده و رصد آسمان بپردازند.بسیاری از تلسکوپ ها را می توان از طریق اینترنت هدایت کرد.برای مثال ، من زصدهای خود را که برای تکمیل پایان نامه ام نیاز بود با تلسکوپی در رصدخانه ی آپاچی پوینت در نیو مکزیکو انجام دادم و هرگز به آنجا سفر نکردم.در عوض ، روند انجام کار را از دفتر کار خود در دانشگاه واشینگتن در ستل و از طریق اینترنت برای تلسکوپ ارسال کردم.یک متخصص فنی آنلاین نیز آنجا بود تا در صورت ایجاد اشکال در نحوه عملکرد تلسکوپ مرا راهنمایی کند.هنگامی که صبح زود و پس از پایان رصد با دوچرخه خود در خیابانهای بارانی راهی خانه بودم احساس کردم که تجربه سفر به کویر و شب های رویایی پر ستاره آن را از دست داده ام.اما عقیده ی من این است که شما می توانید منجم شوید حتی اگر سفر کردن به این نقاط دور دست و یا هدایت یک تلسکوپ بزرگ برای شما دشوار باشد .<br />
<br />
مثال دیگر ، تلسکوپهای خودکار در فضا هستند.بسیاری از مشاهدات با چنین تلسکوپهایی انجام می شوند تا از مزاحمت هایی که جو زمین ایجاد می کند به دور باشند.برای مثال من از مشاهدات تلسکوپ فضایی هابل استفاده می کنم که در ارتفاع 600 کیلومتری بر فراز زمین ، سیاره ما را دور می زند.هابل توسط گروهی از اخترشناسان ، مهندسان و متخصصان فنی در موسسه علمی تلسکوپ فضایی هدایت می شود.اخترشناسان از سراسر جهان طرح های پیشنهادی خود را به این گروه می فرستند تا برای آنها مشاهدات رصدی را هدایت کنند ، سپس داده ها به منظور تحلیل و تفسیر علمی برای اخترشناسان فرستاده می شود.<br />
<br />
شاید با شنیدن اینکه هم اکنون مهم ترین و دشوارترین بخش کار اخترشناسان پاسخ به سوالهای جالب نیست بلکه پرسیدن آنهاست شگفت زده شوید! اما لازمه ی دست یابی به چنین پرسش هایی آن است که آنها به طور مداوم مقالات مختلف را مطالعه کنند تا اطلاعات به روزتری در مورد آنچه سایر دانشمندان در سراسر دنیا انجام می دهند دریافت کنند . هنگامیکه یک پرسش جالب را مطرح کردند بایستی  به جمع آوری و تحلیل داده هایی که به منظور پاسخگویی به پرسش به آنها نیاز دارند بپردازند.سرانجام ، آنها نتایج خود را با تحقیقات دیگران مقایسه  و در مطبوعات نجومی مقالات خود را منتشر می کنند تا سایر همکارانشان در سراسر جهان نیز از یافته های آنان مطلع شوند .برخی اوقات آنها قادر به پاسخگویی به پرسش های خود هستند اما در اکثر موارد تنها یک قطعه دیگر به این پازل اضافه می کنند.اخترشناسان باید ریاضیات و مهارتهای رایانه ای خوبی داشته باشند اما هیچ چیز در کار یک اخترشناس وجود ندارد که یک فرد نابینا را از دنبال کردن این عرصه بازدارد.<br />
<br />
ستاره شناسی نوین به خودی خود به ما در مورد ماهیت نابینایی نکاتی را می آموزد.از آنجایی که همه اجرام در فضا از دیدگان انسانها بسیار دور هستند ، ما باید هر آنچه را که می خواهیم بدانیم از نوری که آنها به ما می فرستند استخراج کنیم.نور از امواج کوچک میدانهای الکتریکی و مغناطیسی تشکیل شده است.طول این امواج بسته به رنگشان تغییر می کند.برای مثال نور قرمز دارای طول موج بیشتری نسبت به رنگ آبی است.نور سفید ترکیبی از امواج ، با طول موجهای متفاوت است.شما میتوانید این پدیده را در رنگین کمان مشاهده کنید.<br />
<br />
اما نور مریی تنها بخشی کوچک از آنچه طیف الکترومغناطیسی نامیده می شود می باشد.امواج رادیویی ، ریزموج ها ،نور فروسرخ ، نور فرابنفش ، پرتوهای ایکس و گاما برای چشمان ما نامریی هستند زیرا طول موج های آنها بسیار بلند و یا بسیار کوتاه هستند. آتش نشانها از نور فروسرخ برای مشاهده دود ناشی از سوختن ساختمانها و یافتن کسانی که در دام افتاده اند استفاده می کنند.جراحان از پرتو ایکس برای مشاهده داخل بدن بیماران و اختر شناسان از کلیه فسمت های طیف الکترومغناطیسی برای مطالعه کیهان بهره می گیرند.اما آیا آنها دید پرتو ایکس یا فروسرخی دارند؟مسلما اینگونه نیست اما این موضوع هیچگاه اخترشناسان را از ساخت ابزارهایی که قادر به آشکارسازی امواج نامریی که چشمان ما قادر به مشاهده آنها نیستند باز نمی دارد.اگر کمی در اینباره تأمل کنید در می یابید که تفاوت میان یک فرد بینا و یک فرد نا بینا بسیار جزیی است.درست است که مشاهده نور مریی چه در علم و چه در زندگی روزمره مفید است اما درسی که نجوم به ما می دهد این است که اگر شما با چشمانتان نمی توانید نور مریی را ببینید، به دنبال روش های دیگری برای مشاهده آن باشید.برای مثال با استفاده از فن آوری یا چشمان افراد دیگر! بنابراین نابینایی به هیچ وجه نباید مانع دنبال کردن علایق و رویا های این افراد شود .<br />
<br />
  <br />
<br />
<br />
<br />
یکی از کارکنان ناسا که مشکل بینایی دارد اما با این حال در حرفه خود بی نظیر بوده و قادر به کنترل هواپیما و به پرواز در آوردن آن نیز می باشد!<br />
<br />
<br />
منبع:پارس اسکای<br />
<br />
<img src="https://www.astrotalk.ir/images/attachtypes/image.png" title="JPG Image" border="0" alt=".jpg" />
&nbsp;&nbsp;<a href="attachment.php?aid=505" target="_blank" title="">versapointmoon.jpg</a> (اندازه 148.53 KB / تعداد دانلود: 100)
]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[معرفی موسیقی و آهنگهای مخصوص سال جهانی نجوم!]]></title>
			<link>https://www.astrotalk.ir/thread-1302.html</link>
			<pubDate>Tue, 05 Jan 2010 18:00:18 +0330</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://www.astrotalk.ir/member.php?action=profile&uid=345">spacecrazee</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://www.astrotalk.ir/thread-1302.html</guid>
			<description><![CDATA[این پست مخصوص آهنگهای مخصوص سال جهانی است .<br />
shoulders of giants<br />
up,up,up in the sky<br />
earth song<br />
365days song<br />
galileo<br />
iya2009<br />
,......<br />
به تدریج به معرفی آنها خواهیم پرداخت. :wink:  :wink: <span style="color: #BF0040;" class="mycode_color">تقدیم به منجمین و عاشقان نجوم</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[این پست مخصوص آهنگهای مخصوص سال جهانی است .<br />
shoulders of giants<br />
up,up,up in the sky<br />
earth song<br />
365days song<br />
galileo<br />
iya2009<br />
,......<br />
به تدریج به معرفی آنها خواهیم پرداخت. :wink:  :wink: <span style="color: #BF0040;" class="mycode_color">تقدیم به منجمین و عاشقان نجوم</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[وبلاگ اقای ناظمی]]></title>
			<link>https://www.astrotalk.ir/thread-1292.html</link>
			<pubDate>Thu, 31 Dec 2009 14:11:04 +0330</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://www.astrotalk.ir/member.php?action=profile&uid=204">Castor va Pollux</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://www.astrotalk.ir/thread-1292.html</guid>
			<description><![CDATA[جالبه که ایشون وبلاگ دارند.بازدید بفرمایید...<br />
<a href="http://pnazemi.persianblog.ir/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">http://pnazemi.persianblog.ir/</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[جالبه که ایشون وبلاگ دارند.بازدید بفرمایید...<br />
<a href="http://pnazemi.persianblog.ir/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">http://pnazemi.persianblog.ir/</a>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[یک لحظه فکر کنید که اصلا علاقه ای به ستاره شناسی نداشتید]]></title>
			<link>https://www.astrotalk.ir/thread-1118.html</link>
			<pubDate>Fri, 02 Oct 2009 07:57:25 +0330</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://www.astrotalk.ir/member.php?action=profile&uid=204">Castor va Pollux</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://www.astrotalk.ir/thread-1118.html</guid>
			<description><![CDATA[من که هر کار کردم نتونستم.اصلا زندگی خیلی سخت میشه برام.خدا رو شکر کنید که ستاره شناس هستید]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[من که هر کار کردم نتونستم.اصلا زندگی خیلی سخت میشه برام.خدا رو شکر کنید که ستاره شناس هستید]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دو تصویر]]></title>
			<link>https://www.astrotalk.ir/thread-1064.html</link>
			<pubDate>Wed, 16 Sep 2009 17:07:35 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://www.astrotalk.ir/member.php?action=profile&uid=176">Shirmardi</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://www.astrotalk.ir/thread-1064.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام<br />
دو تصویر زیبا از دو ستاره شناس ایرانی<br />
<br />
تصویر شماره 1<br />
<img src="http://mrafa45.persiangig.com/image/proximaforum4/00799.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 00799.jpg]" class="mycode_img" /><br />
تصویر شماره 2<br />
<img src="http://up.iranblog.com/2/1253202726.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 1253202726.jpg]" class="mycode_img" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام<br />
دو تصویر زیبا از دو ستاره شناس ایرانی<br />
<br />
تصویر شماره 1<br />
<img src="http://mrafa45.persiangig.com/image/proximaforum4/00799.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 00799.jpg]" class="mycode_img" /><br />
تصویر شماره 2<br />
<img src="http://up.iranblog.com/2/1253202726.jpg" loading="lazy"  alt="[عکس: 1253202726.jpg]" class="mycode_img" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[زندگی یک منجم]]></title>
			<link>https://www.astrotalk.ir/thread-962.html</link>
			<pubDate>Wed, 02 Sep 2009 14:03:02 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://www.astrotalk.ir/member.php?action=profile&uid=176">Shirmardi</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://www.astrotalk.ir/thread-962.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام<br />
این تاپیک متفاوت از دیگر قسمت های سایت است.<br />
ما می خوام اینجا راجع به زندگی یک منجم در اجتماع صحبت کنیم.<br />
و این اجتماع را از خانواده یک منجم شروع می کنیم.<br />
برای شروع همین الان از اتاقتون یک عکس بگیرید و در اینجا قرار دهید!<br />
(لطفا تغیری در  اتاقتون انجام ندید! اگه به هم ریخته باشه که چه بهتر، واقعی تر به نظر می رسه!)]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام<br />
این تاپیک متفاوت از دیگر قسمت های سایت است.<br />
ما می خوام اینجا راجع به زندگی یک منجم در اجتماع صحبت کنیم.<br />
و این اجتماع را از خانواده یک منجم شروع می کنیم.<br />
برای شروع همین الان از اتاقتون یک عکس بگیرید و در اینجا قرار دهید!<br />
(لطفا تغیری در  اتاقتون انجام ندید! اگه به هم ریخته باشه که چه بهتر، واقعی تر به نظر می رسه!)]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[یه مشکل دیگه]]></title>
			<link>https://www.astrotalk.ir/thread-943.html</link>
			<pubDate>Mon, 31 Aug 2009 20:25:20 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://www.astrotalk.ir/member.php?action=profile&uid=220">Belder</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://www.astrotalk.ir/thread-943.html</guid>
			<description><![CDATA[دوستان ÷ایه دابسونی تلسکوپم متاسفانه به سبب اسباب کشی و حمل بار توسط کارگران بی اطلاع یه مسکل پیدا کرد که اینه: 2 تا از 3 پایه زیرش چوپ رو شکسته و در اومده.می خواستم بدونم باید کلا پایه رو دوباره بخرم یا می تونم فقط تخته زیریش رو بخرم<br />
چی کار کنم؟ <img src="https://www.astrotalk.ir/images/smilies/cry.png" alt="Cry" title="Cry" class="smilie smilie_21" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[دوستان ÷ایه دابسونی تلسکوپم متاسفانه به سبب اسباب کشی و حمل بار توسط کارگران بی اطلاع یه مسکل پیدا کرد که اینه: 2 تا از 3 پایه زیرش چوپ رو شکسته و در اومده.می خواستم بدونم باید کلا پایه رو دوباره بخرم یا می تونم فقط تخته زیریش رو بخرم<br />
چی کار کنم؟ <img src="https://www.astrotalk.ir/images/smilies/cry.png" alt="Cry" title="Cry" class="smilie smilie_21" />]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>