<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار گفتگو ستاره‌شناسان - ستاره شناسی کهن ( تاریخ نجوم )]]></title>
		<link>https://www.astrotalk.ir/</link>
		<description><![CDATA[تالار گفتگو ستاره‌شناسان - https://www.astrotalk.ir]]></description>
		<pubDate>Mon, 22 Jun 2026 19:57:23 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[نظر در مورد 21 دسامبر]]></title>
			<link>https://www.astrotalk.ir/thread-2419.html</link>
			<pubDate>Wed, 14 Nov 2012 23:10:28 +0330</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://www.astrotalk.ir/member.php?action=profile&uid=1380">amir_nnn</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://www.astrotalk.ir/thread-2419.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام دوستان امروز یه سوال جدی برام پیش اومد.<br />
اومیدوارم شماهم ما رو از نظر لطفتون غافل نکنید.<br />
بر اساس تقویم قوم مایا در سال 2012 در 21دسامبر کره ی مادچار یک حادثه خشکسالی جنگ یا... می شود خلاصه انسانیت از بین میرود در ضمن این برام قانع کننده نبود ولی در خیلی از سایت ها خواندم که یه سفینه تو همین موقع از سال به زمین میرسه <br />
حالا شما به نظر شما صحت داره]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام دوستان امروز یه سوال جدی برام پیش اومد.<br />
اومیدوارم شماهم ما رو از نظر لطفتون غافل نکنید.<br />
بر اساس تقویم قوم مایا در سال 2012 در 21دسامبر کره ی مادچار یک حادثه خشکسالی جنگ یا... می شود خلاصه انسانیت از بین میرود در ضمن این برام قانع کننده نبود ولی در خیلی از سایت ها خواندم که یه سفینه تو همین موقع از سال به زمین میرسه <br />
حالا شما به نظر شما صحت داره]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نجوم در قرآن]]></title>
			<link>https://www.astrotalk.ir/thread-2408.html</link>
			<pubDate>Wed, 31 Oct 2012 22:26:34 +0330</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://www.astrotalk.ir/member.php?action=profile&uid=790">kamy</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://www.astrotalk.ir/thread-2408.html</guid>
			<description><![CDATA[احساس کردم باید یه تاپیک در این باره تو تالار باشه برا همین این تاپیک رو ساختم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[احساس کردم باید یه تاپیک در این باره تو تالار باشه برا همین این تاپیک رو ساختم]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[استرلاب]]></title>
			<link>https://www.astrotalk.ir/thread-2333.html</link>
			<pubDate>Wed, 08 Aug 2012 17:23:32 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://www.astrotalk.ir/member.php?action=profile&uid=35">M_Saturn</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://www.astrotalk.ir/thread-2333.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام.<br />
تاحالا کسی استرلاب درست کرده؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام.<br />
تاحالا کسی استرلاب درست کرده؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تاریخ نجوم در کشور های قدیم دنیا]]></title>
			<link>https://www.astrotalk.ir/thread-2328.html</link>
			<pubDate>Mon, 06 Aug 2012 18:31:27 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://www.astrotalk.ir/member.php?action=profile&uid=977">Ù‡Ù„ÛŒØ§</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://www.astrotalk.ir/thread-2328.html</guid>
			<description><![CDATA[تصمیم گرفتم قسمتی از کتاب سینوهه رو که سندیت تاریخی اون تایید شده رو مطالب مربوطه رو به اینجا بیارم مترجم این کتاب یعنی اقای ذبیح الله منصوری بارها و بارها در طول نوشته هایشان اورده اند که متن کتاب فارسی سینوهه دقیقا چیزی است در کتاب خود سینوهه گفته شده است.<br />
من حالا هر قسمت از کتاب سینوهه رو  که مربوط به نجوم و تاریخ اون هست رو اینجا میارم و ابتدا متن خود کتاب رو میارم سپس اگر توضیحی مترجم داده بود و سپس توضیحاتی رو که از بقیه قسمت ها به طور پراکنه کسب کردم رو میارم.<br />
و سینوهه طبیب مصری ست.<br />
امیدوارم بتوونم یه متن خوب و قابل قبول رو به شما عزیزان تحویل بدم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[تصمیم گرفتم قسمتی از کتاب سینوهه رو که سندیت تاریخی اون تایید شده رو مطالب مربوطه رو به اینجا بیارم مترجم این کتاب یعنی اقای ذبیح الله منصوری بارها و بارها در طول نوشته هایشان اورده اند که متن کتاب فارسی سینوهه دقیقا چیزی است در کتاب خود سینوهه گفته شده است.<br />
من حالا هر قسمت از کتاب سینوهه رو  که مربوط به نجوم و تاریخ اون هست رو اینجا میارم و ابتدا متن خود کتاب رو میارم سپس اگر توضیحی مترجم داده بود و سپس توضیحاتی رو که از بقیه قسمت ها به طور پراکنه کسب کردم رو میارم.<br />
و سینوهه طبیب مصری ست.<br />
امیدوارم بتوونم یه متن خوب و قابل قبول رو به شما عزیزان تحویل بدم.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تاریخچه علم نجوم]]></title>
			<link>https://www.astrotalk.ir/thread-2088.html</link>
			<pubDate>Sat, 29 Oct 2011 16:48:31 +0330</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://www.astrotalk.ir/member.php?action=profile&uid=684">mars</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://www.astrotalk.ir/thread-2088.html</guid>
			<description><![CDATA[[COLOR="#0000FF"]با سلام <br />
شاید بد نباشه کمی در مورد تاریخچه علم نجوم مطلب بگذاریم .<br />
<br />
علم نجوم چيست ؟ <br />
<br />
نجوم مطالعه مواد است و مقدمه ايست درباره فرايند بوجود آمدن آنچه در آنسوي جو زمين است كه اين جهان ، آسمان و گوي آسمان را از اتم هاي كوچك تا گيتي وسيع شامل مي شود . منجمان اجرام آسماني مانند سيارات ، ستاره ها ،ستاره هاي دنباله دار ، كهكشانها، سحابيها و مواد بين كهكشانها را مطالعه مي كنند . براي اينكه چگونگي تشكيل شدن ، چگونگي بوجود آمدن و منسب هر كدام را مشخص مي كنند و اينكه چگونه بر يكديگر تاثير مي گذارند و چه اتفاقي ممكن است براي آنها بيفتد . <br />
<br />
بخشي از جهان ما ، زمين وانچه در آن اتفاق مي افتد اختر شناسي را شامل مي شود ،در واقع زمين آزمايشگاه ماست و هرچه كه درباره جهان مي دانيم از آنچه از زمين مي توانيم ببينيم و دريابيم ويا تصور كنيم سرچشمه گرفته است. <br />
<br />
چگونه علم نجوم بوجود آمد؟ <br />
<br />
قبل از اختراع تلسكوپ ، در نزديكي قرن هفدهم ،نجوم بر مبناي مشاهده با چشم غير مسلح پايه گذاري شده بود. در ابتدا مردم از محل ستاره ها و سيارات در آسمان نقشه تهيه مي كردند . متمدن ترين ها براي نقشه برداري آسمان نظام داشتند و ما مي دانيم كه امروزه نجوم از نظريات يونانيان باستان سرچشمه مي گيرد . <br />
<br />
در سال 150 ميلادي يك منجم و رياضيدان يوناني به نام كلوديوس بطلميوس يك رساله در باره علم نجوم نوشت . او در آن 48 گروه ستارهاي كه صورت فلكي ناميده مي شدند را فهرست كرد ، مانند جبار ، برساووش و....كه بيشتر از اسامي اساطير گرفته شده اند . همانطور كه ما هنگام نگاه كردن به ابرها ، آنها را به اشكالي از اجسام آشنا تصور مي كنيم ،همانگونه بطلميوس در گروهبندي ستارگان اشكال آشنا را مشاهده كرد. همچنين بطلميوس متوجه شد كه به نظر ستارگان در سر تاسر آسمان حركت مي كنند او گفت كه تمام اجرام آسماني به دور زمين كه مركز جهان بي حركت ايستاده حركت مي كنند . اين نظريه علمي براي قرنها پذيرفته شده بود . تئوري بطلميوس راجع به جهان طرح زمين مركز ناميده شد زيرا در آن زمين در مركز عالم قراردارد. <br />
<br />
چه موقع كشف شد كه زمين بدور خورشيد مي چرخد ؟ <br />
<br />
قبول اين واقعيت مدت ها طول كشيد . در سال 1543 ميلادي يك منجم لهستاني به نام نيكلاس كوپرنيك De Revolutionibus را منتشر كرد كه مشخص مي كرد سيارات به دور خورشيد گردش مي كنند اما نظريه او با تعليمات كليساي كاتوليك مغايرت داشت و كليسا قدرتمندترين سازمان اجتماعي و سياسي آن زمان بود . عقيده هايي مانند طرح خورشيدمركزي كه در جهان تفكر بديع بودند سزاوار كيفر مرگ بودند . بنابراين اگرهم تعدادي ديگر ازمنجمان طرح كپرنيك را مي پذيرفتند از تصديق كردن آن هراس داشتند . در سال1632 گاليلئو گاليله ، يكي از برجسته ترين منجمان در طول تاريخ ، سرانجام يك كتاب در حمايت از نظريه كپرنيك منتشر كرد . كليساي كاتوليك روم گاليله را براي محاكمه به خاطر بدعت گذارن احضار كرد و اين منجم براي برگشتن از حرفش يا مرگ حق انتخاب داشت . گاليله دست از عقيده خود كشيد اما كليسا از پذيرفته شدن طرح خورشيد در عرف نمي توانست جلوگيري كند(در سال 1992كليساي كاتوليك روم رسما با گاليله و كپرنيك موافقت كرد.) <br />
<br />
چطور منجمان سريعايك ستاره را از ديگران تشخيص مي دهند؟ <br />
<br />
منجمان علاوه بر نقشه موقعيت ستارگان در آسمان تعین كردند كه كدام ستاره از ديگر ستارگان پرنورتر است . يك منجم يوناني به نام هيپاركوس جد بطلميوس ابتدا ستارگان را بر اساس روشنايي اشان طبقه بندي كرد . او شش طبقه روشنايي را با قدر شان ليست كرد (قدر يعني درخشش يك ستاره كه بر روي زمين نمايان مي شود . قدر يك ستاره تا حد زيادي در تعيين اينكه چقدر از زمين فاصله دارد موثر است ) هيپاركوس 20 ستاره از قدر اول را طبقه بندي كرد و ستارگان ضعيف يعني آنهايي كه با چشم غير مسلح ديده مي شوند را در شش قدر طبقه بندي كرد.<br />
گاليلئو گاليله <br />
<br />
گاليله در پيزاي ايتاليا در 1564 در اواسط دوره رنسانس متولد شد . گاليله فقط اولين كسي كه تلسكوپ را روي ستارگان متمركز كرد نبود ، او همچنين ديدگاه متفاوتي نسبت به جهان ايجاد كرد . گاليله استاد نجوم ، رياضي ، فيزيك ، فلسفه و تبليغات بود . تصور او (و احتمالا واقعيت ) از يك نبوغ ذاتي بود : زيرك شوخ و اما زننده بود . مردم مهم انجمن او را جستجو مي كردند - تا وقتي كه كار منفور و خطرناك حمايت از ديدگاه خورشيد مركزي كپرنيك راجع به منظومه شمسي رادر كارهايش انتشار داد: <br />
<br />
ما اين حقيقت را پذيرفتيم كه خورشيد در مركز منظومه شمسي است و ما ممكن است گفته باشيم ((هركس ميداند كه خورشيد به دور زمين مي چرخد وفقط تعداد كمي دانشمند ديوانه فكر ميكنند غير از اين است.)) <br />
<br />
در سال 1543 نيكولاس كوپرنيكوس رساله پيشنهادي اش را كه تمام سيارات به انظام زمين به دور خورشيد مي چرخند منتشر كرد .اين پيشرفت غير منتظره براي عده اي به طور محرمانه خوشايند بود برا قدرتمندترين دولت اروپا در آن زمان -كليساي كاتوليك روم - در وضع موجود مسلما منفعتي وجود داشت . با اين همه عقايد نظام -و توانايي اش - رويه زمين مركزي در جهان باقي ماند. <br />
<br />
گاليله به طور آشكارا از ديدگاه جهاني كپرنيك مقابل كليسا حمایت كرد . روش رهبر كليسا با ديگر بدعت گذاران ناديده گرفتن آنها يا آسيب رساندن به آنها با برخي شرايط بود . اماكليسا نمي توانست گاليله را ناديده بگيرد . <br />
<br />
در سال 1634 گاليله به دادگاه كليسا آورده شد و ادعا كرد كه دست از عقايد بدعت گذارانه اش درباره منظومه شمسي برداشته است . <br />
<br />
روبه رو شدن با شكنجه و مرگ ، گاليه را وادار به تسليم شدن كرد . او هنگاميكه اتاق محاكمه را ترك كرد - زير لب- گفت بي اعتنا به آنچه مجبور به گفتن شده بود ادعا كرد كه زمين هنوز به دور خورشيد مي چرخد. <br />
<br />
گاليله بقيه عمر خود را در زير شيرواني خانه اي تا سال 1642 گذراند 355 سال بعد در سال1992 كليسا رسما طرح كپرنيك را در مورد متظومه شمسي پذيرفت. [/COLOR]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[[COLOR="#0000FF"]با سلام <br />
شاید بد نباشه کمی در مورد تاریخچه علم نجوم مطلب بگذاریم .<br />
<br />
علم نجوم چيست ؟ <br />
<br />
نجوم مطالعه مواد است و مقدمه ايست درباره فرايند بوجود آمدن آنچه در آنسوي جو زمين است كه اين جهان ، آسمان و گوي آسمان را از اتم هاي كوچك تا گيتي وسيع شامل مي شود . منجمان اجرام آسماني مانند سيارات ، ستاره ها ،ستاره هاي دنباله دار ، كهكشانها، سحابيها و مواد بين كهكشانها را مطالعه مي كنند . براي اينكه چگونگي تشكيل شدن ، چگونگي بوجود آمدن و منسب هر كدام را مشخص مي كنند و اينكه چگونه بر يكديگر تاثير مي گذارند و چه اتفاقي ممكن است براي آنها بيفتد . <br />
<br />
بخشي از جهان ما ، زمين وانچه در آن اتفاق مي افتد اختر شناسي را شامل مي شود ،در واقع زمين آزمايشگاه ماست و هرچه كه درباره جهان مي دانيم از آنچه از زمين مي توانيم ببينيم و دريابيم ويا تصور كنيم سرچشمه گرفته است. <br />
<br />
چگونه علم نجوم بوجود آمد؟ <br />
<br />
قبل از اختراع تلسكوپ ، در نزديكي قرن هفدهم ،نجوم بر مبناي مشاهده با چشم غير مسلح پايه گذاري شده بود. در ابتدا مردم از محل ستاره ها و سيارات در آسمان نقشه تهيه مي كردند . متمدن ترين ها براي نقشه برداري آسمان نظام داشتند و ما مي دانيم كه امروزه نجوم از نظريات يونانيان باستان سرچشمه مي گيرد . <br />
<br />
در سال 150 ميلادي يك منجم و رياضيدان يوناني به نام كلوديوس بطلميوس يك رساله در باره علم نجوم نوشت . او در آن 48 گروه ستارهاي كه صورت فلكي ناميده مي شدند را فهرست كرد ، مانند جبار ، برساووش و....كه بيشتر از اسامي اساطير گرفته شده اند . همانطور كه ما هنگام نگاه كردن به ابرها ، آنها را به اشكالي از اجسام آشنا تصور مي كنيم ،همانگونه بطلميوس در گروهبندي ستارگان اشكال آشنا را مشاهده كرد. همچنين بطلميوس متوجه شد كه به نظر ستارگان در سر تاسر آسمان حركت مي كنند او گفت كه تمام اجرام آسماني به دور زمين كه مركز جهان بي حركت ايستاده حركت مي كنند . اين نظريه علمي براي قرنها پذيرفته شده بود . تئوري بطلميوس راجع به جهان طرح زمين مركز ناميده شد زيرا در آن زمين در مركز عالم قراردارد. <br />
<br />
چه موقع كشف شد كه زمين بدور خورشيد مي چرخد ؟ <br />
<br />
قبول اين واقعيت مدت ها طول كشيد . در سال 1543 ميلادي يك منجم لهستاني به نام نيكلاس كوپرنيك De Revolutionibus را منتشر كرد كه مشخص مي كرد سيارات به دور خورشيد گردش مي كنند اما نظريه او با تعليمات كليساي كاتوليك مغايرت داشت و كليسا قدرتمندترين سازمان اجتماعي و سياسي آن زمان بود . عقيده هايي مانند طرح خورشيدمركزي كه در جهان تفكر بديع بودند سزاوار كيفر مرگ بودند . بنابراين اگرهم تعدادي ديگر ازمنجمان طرح كپرنيك را مي پذيرفتند از تصديق كردن آن هراس داشتند . در سال1632 گاليلئو گاليله ، يكي از برجسته ترين منجمان در طول تاريخ ، سرانجام يك كتاب در حمايت از نظريه كپرنيك منتشر كرد . كليساي كاتوليك روم گاليله را براي محاكمه به خاطر بدعت گذارن احضار كرد و اين منجم براي برگشتن از حرفش يا مرگ حق انتخاب داشت . گاليله دست از عقيده خود كشيد اما كليسا از پذيرفته شدن طرح خورشيد در عرف نمي توانست جلوگيري كند(در سال 1992كليساي كاتوليك روم رسما با گاليله و كپرنيك موافقت كرد.) <br />
<br />
چطور منجمان سريعايك ستاره را از ديگران تشخيص مي دهند؟ <br />
<br />
منجمان علاوه بر نقشه موقعيت ستارگان در آسمان تعین كردند كه كدام ستاره از ديگر ستارگان پرنورتر است . يك منجم يوناني به نام هيپاركوس جد بطلميوس ابتدا ستارگان را بر اساس روشنايي اشان طبقه بندي كرد . او شش طبقه روشنايي را با قدر شان ليست كرد (قدر يعني درخشش يك ستاره كه بر روي زمين نمايان مي شود . قدر يك ستاره تا حد زيادي در تعيين اينكه چقدر از زمين فاصله دارد موثر است ) هيپاركوس 20 ستاره از قدر اول را طبقه بندي كرد و ستارگان ضعيف يعني آنهايي كه با چشم غير مسلح ديده مي شوند را در شش قدر طبقه بندي كرد.<br />
گاليلئو گاليله <br />
<br />
گاليله در پيزاي ايتاليا در 1564 در اواسط دوره رنسانس متولد شد . گاليله فقط اولين كسي كه تلسكوپ را روي ستارگان متمركز كرد نبود ، او همچنين ديدگاه متفاوتي نسبت به جهان ايجاد كرد . گاليله استاد نجوم ، رياضي ، فيزيك ، فلسفه و تبليغات بود . تصور او (و احتمالا واقعيت ) از يك نبوغ ذاتي بود : زيرك شوخ و اما زننده بود . مردم مهم انجمن او را جستجو مي كردند - تا وقتي كه كار منفور و خطرناك حمايت از ديدگاه خورشيد مركزي كپرنيك راجع به منظومه شمسي رادر كارهايش انتشار داد: <br />
<br />
ما اين حقيقت را پذيرفتيم كه خورشيد در مركز منظومه شمسي است و ما ممكن است گفته باشيم ((هركس ميداند كه خورشيد به دور زمين مي چرخد وفقط تعداد كمي دانشمند ديوانه فكر ميكنند غير از اين است.)) <br />
<br />
در سال 1543 نيكولاس كوپرنيكوس رساله پيشنهادي اش را كه تمام سيارات به انظام زمين به دور خورشيد مي چرخند منتشر كرد .اين پيشرفت غير منتظره براي عده اي به طور محرمانه خوشايند بود برا قدرتمندترين دولت اروپا در آن زمان -كليساي كاتوليك روم - در وضع موجود مسلما منفعتي وجود داشت . با اين همه عقايد نظام -و توانايي اش - رويه زمين مركزي در جهان باقي ماند. <br />
<br />
گاليله به طور آشكارا از ديدگاه جهاني كپرنيك مقابل كليسا حمایت كرد . روش رهبر كليسا با ديگر بدعت گذاران ناديده گرفتن آنها يا آسيب رساندن به آنها با برخي شرايط بود . اماكليسا نمي توانست گاليله را ناديده بگيرد . <br />
<br />
در سال 1634 گاليله به دادگاه كليسا آورده شد و ادعا كرد كه دست از عقايد بدعت گذارانه اش درباره منظومه شمسي برداشته است . <br />
<br />
روبه رو شدن با شكنجه و مرگ ، گاليه را وادار به تسليم شدن كرد . او هنگاميكه اتاق محاكمه را ترك كرد - زير لب- گفت بي اعتنا به آنچه مجبور به گفتن شده بود ادعا كرد كه زمين هنوز به دور خورشيد مي چرخد. <br />
<br />
گاليله بقيه عمر خود را در زير شيرواني خانه اي تا سال 1642 گذراند 355 سال بعد در سال1992 كليسا رسما طرح كپرنيك را در مورد متظومه شمسي پذيرفت. [/COLOR]]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[برج طغرل]]></title>
			<link>https://www.astrotalk.ir/thread-2003.html</link>
			<pubDate>Fri, 26 Aug 2011 13:19:17 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://www.astrotalk.ir/member.php?action=profile&uid=35">M_Saturn</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://www.astrotalk.ir/thread-2003.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">این بنا با مساحتی بالغ بر ۴۸ متر مربع و ارتفاعی در حدود ۲۰ متر و با اسکلتی خشتی و آجری به صورت استوانه*ای افراشته خودنمائی می*کند که نمای داخلی <br />
آن به صورت استوانه گون و نمای بیرونی آن بصورت مشلع تزئین یافته است که از ۲۴ کنگره با زوایه*های حاده تشکیل شده است. در ضلع شمالی و جنوبی برج دو <br />
<br />
سر در با معماری طرح رازی ساخته شده است و تقریباً تا ارتفاع چهارمتری برج دیوارها به صورت توپ تا قطر دیوارهای حدود ۵/۱ متر تشکیل شده و دیوارهای بالای <br />
<br />
ارتفاع چهارمتر به صورت تو خالی طراحی شده و وسط آن پلیکانی وجود دارد که درب آن در همان ارتفاع در ضلع شمالی بنا خودنمائی می*کندکه رابطی بین <br />
سمتهای تحتانی و فوقانی برج می*باشد دربها و قوسهای رازی که فشار فوق*العاده*ای را تحمل می*کند و تو خالی بودن دیوارهای فوقانی به استحکام بنا کمک <br />
کرده و جنس خشت به کار رفته در برج که از زاج و خاک و سفیده تخم مرغ است بر استحکام آن می*افزاید</span></span><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">. </span></span><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font"><br />
قدمت برج و پا برجا بودن آن در طی ۷۰۰ سال که از ساخت آن می*گذرد با توجه به وقوع زلزله*های سهمگین در ناحیه نشان از پی مستحکم و عمیق این بنا دارد. پی <br />
سازنده این برج در کف آن در کناره*های دیوارها کانالهای گذر هوا را تعبیه کرده* که این کانالها مانع از رطوبت دیوارها و از بین بردن خرابیهای ناشی از آن می*شود و <br />
دیاوراهای برج طوری طراحی شده که موجب طنین صدا در درون بنا می*شود. و اگر واعظی یا خواننده*ای در وسط برج خطبه*ای ایراد کند و یا تصنیفی را بسراید <br />
صدای آن در همة برج طنین انداز می*شودو به صورت اکو وار به سمع همه می*رسد</span></span><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">. </span></span><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">که البته وجود سقفی مخروطی که بر فراز دیوارهای برج قرار داشته که هم <br />
اکنون اثری از آن بر جای نیست شاید به این فناوری اکستیکی جلوه*ای دیگر می*داده است. این برج علاوه بر آنکه با داور فرزانگان و دلاوران عصر خود می*باشد <br />
استاد سازنده آن کاربردهای دیگری را در جاودانه ساختن آن بکار برده و معماری پنهانی را برای پی بردن به اسراری با آن عجین کرده است. از جمله کاربرد این برج <br />
استفاده در شبهای تار با استفاده از روشن کردن آتش بر باروی بلند آن برای راهنمائی مسافران جاده ابریشم که از جانب خراسان به جانب ری می*آمدند بوده و در <br />
روز یاجات گاهشماری مردم را مرتفع نموده است. بنا به گفته فرزانه اندیشمند استاد منوچهر آرین پژوهشگر خراسانی عرصه تاریخ علم کشور در مقاله نگاه دیگری <br />
به برجها اطلاق واژه برج به این بنا و بناهای مشابه از آنجا که برج به منازل عبور حرکت سالانه خورشید در دائره*البروج گفته می*شود حکایت از این مطلب دارد که <br />
گذشتگان از این روی سایه*های این ابنیه و دریچه*های گذر نور خورشید که در روی آنها تعبیه شده پی به برجی که خورشید در آن غوطه ور می*باشد می*بردند <br />
زیرا که در هر برجی خورشید ارتفاع خاصی در آسمان نسبت به افق و میل خاصی نسبت به جهات جغرافیایی مناطق داردلاجرم سایه*ها و طرز تابش آن متفاوت <br />
خواهد بود که از این تغییرات می*توان در تعیین روزها و برج*ها بهره* برد و این فناوری به کار رفته در این ساختمانهاست که کلمة برج را زیبنده نام آن کرده است.</span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">این بنا با مساحتی بالغ بر ۴۸ متر مربع و ارتفاعی در حدود ۲۰ متر و با اسکلتی خشتی و آجری به صورت استوانه*ای افراشته خودنمائی می*کند که نمای داخلی <br />
آن به صورت استوانه گون و نمای بیرونی آن بصورت مشلع تزئین یافته است که از ۲۴ کنگره با زوایه*های حاده تشکیل شده است. در ضلع شمالی و جنوبی برج دو <br />
<br />
سر در با معماری طرح رازی ساخته شده است و تقریباً تا ارتفاع چهارمتری برج دیوارها به صورت توپ تا قطر دیوارهای حدود ۵/۱ متر تشکیل شده و دیوارهای بالای <br />
<br />
ارتفاع چهارمتر به صورت تو خالی طراحی شده و وسط آن پلیکانی وجود دارد که درب آن در همان ارتفاع در ضلع شمالی بنا خودنمائی می*کندکه رابطی بین <br />
سمتهای تحتانی و فوقانی برج می*باشد دربها و قوسهای رازی که فشار فوق*العاده*ای را تحمل می*کند و تو خالی بودن دیوارهای فوقانی به استحکام بنا کمک <br />
کرده و جنس خشت به کار رفته در برج که از زاج و خاک و سفیده تخم مرغ است بر استحکام آن می*افزاید</span></span><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">. </span></span><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font"><br />
قدمت برج و پا برجا بودن آن در طی ۷۰۰ سال که از ساخت آن می*گذرد با توجه به وقوع زلزله*های سهمگین در ناحیه نشان از پی مستحکم و عمیق این بنا دارد. پی <br />
سازنده این برج در کف آن در کناره*های دیوارها کانالهای گذر هوا را تعبیه کرده* که این کانالها مانع از رطوبت دیوارها و از بین بردن خرابیهای ناشی از آن می*شود و <br />
دیاوراهای برج طوری طراحی شده که موجب طنین صدا در درون بنا می*شود. و اگر واعظی یا خواننده*ای در وسط برج خطبه*ای ایراد کند و یا تصنیفی را بسراید <br />
صدای آن در همة برج طنین انداز می*شودو به صورت اکو وار به سمع همه می*رسد</span></span><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">. </span></span><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">که البته وجود سقفی مخروطی که بر فراز دیوارهای برج قرار داشته که هم <br />
اکنون اثری از آن بر جای نیست شاید به این فناوری اکستیکی جلوه*ای دیگر می*داده است. این برج علاوه بر آنکه با داور فرزانگان و دلاوران عصر خود می*باشد <br />
استاد سازنده آن کاربردهای دیگری را در جاودانه ساختن آن بکار برده و معماری پنهانی را برای پی بردن به اسراری با آن عجین کرده است. از جمله کاربرد این برج <br />
استفاده در شبهای تار با استفاده از روشن کردن آتش بر باروی بلند آن برای راهنمائی مسافران جاده ابریشم که از جانب خراسان به جانب ری می*آمدند بوده و در <br />
روز یاجات گاهشماری مردم را مرتفع نموده است. بنا به گفته فرزانه اندیشمند استاد منوچهر آرین پژوهشگر خراسانی عرصه تاریخ علم کشور در مقاله نگاه دیگری <br />
به برجها اطلاق واژه برج به این بنا و بناهای مشابه از آنجا که برج به منازل عبور حرکت سالانه خورشید در دائره*البروج گفته می*شود حکایت از این مطلب دارد که <br />
گذشتگان از این روی سایه*های این ابنیه و دریچه*های گذر نور خورشید که در روی آنها تعبیه شده پی به برجی که خورشید در آن غوطه ور می*باشد می*بردند <br />
زیرا که در هر برجی خورشید ارتفاع خاصی در آسمان نسبت به افق و میل خاصی نسبت به جهات جغرافیایی مناطق داردلاجرم سایه*ها و طرز تابش آن متفاوت <br />
خواهد بود که از این تغییرات می*توان در تعیین روزها و برج*ها بهره* برد و این فناوری به کار رفته در این ساختمانهاست که کلمة برج را زیبنده نام آن کرده است.</span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[دانشمندان با ایمان]]></title>
			<link>https://www.astrotalk.ir/thread-346.html</link>
			<pubDate>Fri, 07 Sep 2007 12:35:44 +0330</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://www.astrotalk.ir/member.php?action=profile&uid=116">ALIFOAD</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://www.astrotalk.ir/thread-346.html</guid>
			<description><![CDATA[اگر چه در بین دانشمندان فیزیک کمتر کسی هست که منکر وجود خدا بشه ولی میخواستم نظرتون رو در مورد ایمان دانشمندانی مثل ارسطو- گالیله-نیوتون-انیشتین- استیون هاوکینگو...بدونم :roll:]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[اگر چه در بین دانشمندان فیزیک کمتر کسی هست که منکر وجود خدا بشه ولی میخواستم نظرتون رو در مورد ایمان دانشمندانی مثل ارسطو- گالیله-نیوتون-انیشتین- استیون هاوکینگو...بدونم :roll:]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تاریخ نجوم ( قوم آریا )]]></title>
			<link>https://www.astrotalk.ir/thread-314.html</link>
			<pubDate>Tue, 07 Aug 2007 23:55:19 +0330</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://www.astrotalk.ir/member.php?action=profile&uid=112">abadanastro</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://www.astrotalk.ir/thread-314.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام <br />
<br />
   <span style="font-size: 7pt;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">    تاریخچه ای از دانش اخترشناسی قوم آریا :</span></span><br />
<br />
دانش اخترشناسی و علوم ریاضی و ستاره شناسی ایران را می توان به سه دوره به شرح زیر تفسیر کرد :<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">دوره اول – ریاضی دانان قبل از اسلام </span><br />
متاسفانه گنجینه ی گرانبهای آثار و کتب ریاضی دانان قبل از اسلام در میان جنگ های مختلف و در چپاول ، غارت و آتش سوزی ها و جزیه گرفتن ها از بین رفته و آن چه که از دستبرد زمانه باقی مانده بود در زمان حمله اعراب و مغول تاراج و نابود گردید . فقط اغلب در لا به لای کتاب های انگشت شمار و رسالات جسته و گریخته و سنگ نوشته ها آثاری عمیق و ارزنده که واقعا مایه تعجب و تفکر است مشاهده می شود . نخست لازم است اشاره ی مختصری به این نکته شود که آن چه ما از نژاد قدیم ایرانی می دانیم این است که اقوام آریایی شامل : ایلامی ها ، مینتیانی ها ، کاسپی ها ، که از آریایی های تیره ی " نوردیک " بودند از 4000 سال قبل از میلاد ساکن فلات ایران شدند .<br />
در 3800 سال قبل از میلاد به علت هوش و ذکاوت و معلوماتی که داشتند شالوده ی شهرهای شوش و انزان را ریختند و 3700 سال قبل سازنده ی اولین سفال های ظریف نقش دار بودند . اونتاسکال به خاطر ساختن کاخ های با شکوهش صفحات زرین تاریخ را درست کرد . <br />
پرستش الهه ی آفتاب در 3300 سال قبل و انهدام شهر بابل و همچنین تدوین قوانین همورابی نمونه ای از تمدن عهد قدیم و حکومت چهار قوم ایلامی ، مینتیانی ،کاسپایی و آریایی بود که تا اوایل پیدایش حضرت زردشت1 بین 600 تا 700 سال قبل از میلاد ادامه داشت . کتاب اوستا ، بندهشن ، گات ها ، دینکرد در 1570 سال پیش نوشته شده و سپس دین زردشت آیین مقدس ایرانیان زیر فرمانروایی فراتس مذهب رسمی ایرانیان گردید و شاهنشاهی عظیم ایران از 2500 سال قبل توسط کورش بنیاد گذاشته شد . قوم سکاهایی که آیین  (مهرپرستی ) را داشته در حدود 2300 سال قبل ، از سیستان به اطراف رود سند عزیمت کردند و اطلا عات وسیعی از تقویم و ستاره شناسی داشتند و (شکاکادوباها ) نام تقویم سکاها بود .<br />
بررسی کتاب اوستا در 21 فصل ، کتاب بندهشن ( آغاز خلقت ) و کتاب دینکرد که اولین دایره المعارف دینی دنیا است مورد توجه تهمورث شاه قرار گرفت و دستور داد نوشته ها و کتاب های دانش آن روز را بر پوست درخت توز بنویسند و در قلعه (جی) محفوظ نگه دارند .  <br />
<br />
 از آن چه که در چند کتاب انگشت شمار که از تاخت و تاز ، انهدام و غارت تازیان باقی مانده ، در می یابیم ایرانیان قدیم ، دانش ریاضی ، ستاره شناسی و ستاره             شناسی را به حد غیر قابل تصور می شناختند . ارتاخالیس یکی از دانشمندان محقق و مهندس برجسته ی ایران بود که در سال 480 قبل از میلاد برای عبور ناوگان خشایارشاه ، ساختن ترعه ای را در جزیره ی اتوس رهبری کرد . شناسایی و اطلاعات آنان از ستاره شناسی اساس و پایه ی علم ستاره شناسی گردید دانشمندان ایرانی دوره ی اسلام آن را به حد کمال رسانیده و تا آن جایی که احتیاج به وسایل و ابزار نبود ، تئوری این دانش را تکمیل کردند . <br />
ایرانیان قدیم در ابتدا چهار فرمانروا برای آسمان به شرح زیر انتخاب کردند :<br />
1- تیشتر- سپاهپت خراسان که امروز آن را ستاره ی( شعرای یمانی )یا کلب الجبار می گویند این ستاره سپهبد یا فرمانده نواحی آسمان خراسان بود .             <br />
2- ستوئس - سپاهپت خوروران ( الدبران ) در صورت فلکی ثور .<br />
3- وننت – سپاهپت نیمروج – وگا در صورت فلکی نسر طایر .<br />
4- هیپتوایرنگ – سپاهپت اباختر- دب اکبر .<br />
ایرانیان مشخصات کامل برای یکایک آن ها داشتند و اطلاعاتی که از کتب و سنگ نوشته ها به دست می آید عبارت از مطالب و جملات پر ارزشی هستند که در تحقیق و بررسی یکایک کلمات و جملات آن ها نه تنها به دنیایی از دانش و علم اخترشناسی بلکه طب و امور اجتماعی و فلسفی روبرو می شویم که حیرت و تعجب زاید الوصفی را در وجود ما بر می انگیزد . مطالبی که تذکر آن در این جا ضروری به نظر می رسد این است که با توجه به تحقیقی که درباره ی کتاب "  الموالید علی الوجود و المحدود " به عمل آمده ثابت شده که کتاب مذکور ترجمه ی عربی کتاب ( پارسیک ) است که در اصل به زبان پهلوی بوده و به دستور انوشیروان انجام گرفته . مطالب کتاب پارسیک از نوشته های مرد دانشمندی است که کلید دار رصدخانه ی ( آزی دهاک ) بوده و سرپرستی هفت منجمی را داشته که مسئولین پرستشگاه ( هفت گوهران آسمان بودند ) .<br />
این حیرت ها و کنجکاوی ها بود که (هنینگ ) ، (ماکنزی ) ، (دارمستتر ) ، (بارتلومه ) ، (ویلیام جکسن ) ، (پوپ ) ، ( گیرشمن ) ، ( گدار ) ، ( تلینو ) ،     ( وست ) ، ( هوسینگ ) ، (سن جانا ) ، ( اشپیگل ) ، ( ویتدیشمن ) ، ( گیگر ) ، (پلیو ) و (شاوانس ) و سایر محقیقین دانشمند جهان را بر انگیخت تا کتب و رسالات متعددی درباره ی زردشت ، اوستا و ایرانیان قدیم و اقوام آریایی و مادها و مذهب مانوی به رشته ی تحریر در آورند که نه تنها کتب آن ها امروز زینت بخش کتابخانه ها و موزه های بزرگ دنیا ست بلکه حاصل این کند و کاو و بصورت کلیدی برای تکاپوگری نسل های آینده به جای مانده است .<br />
شکی نیست که علم ستاره شناسی از زمان بسیار قدیم مورد توجه ایرانیان بوده به ویژه آن که آسمان صاف و هوای خوش ایران که فروغ ستارگان را چندین برابر می کرده و جلای آسمان کویر و شهرهای نزدیک آن ، درخشش ستارگان آن جا که شهرتش در هر جا پراکنده است بهترین انگیزه و دلیل برای تشویق و تهییج افراد به بررسی و تحقیق درباره ی اختران در این سرزمین بوده است .<br />
کتاب ( بندهشن )  که به معنی کتاب راز آفرینش است اثر پر ارزشی است که در آن از دانش ستاره شناسیی ایران سخن بسیار رفته ، مباحث این کتاب درباره ی آفرینش جهان از روز نخست است و توسط " گویت شاه رستم بندار " نویسنده ی دست نویس راتستان متعلق به کتابخانه ی پدر بهرام گور رونویسی شده است ، متاسفانه تاریخ دقیق نوشتن آن معلوم نیست و به احتمال قوی در زمان تهمورث شاه مجددا " آن را به زبان پهلوی نوشته اند و بنیاد فرهنگ ایران تحت شماره 4 زبان شناسی ایرانی آن را عینا " چاپ و منتشر کرده است . این کتاب از جمله مهم ترین و مفصل ترین آثار پهلوی است . <br />
اگر بخش " هوس پارم یا نسک هفدهم " اوستا را مطالعه کنیم در می یابیم که شامل مسایل بسیاری درباره ی ستاره شناسی ایرانیان قدیم است . <br />
در قسمتی از کتاب مقدس اوستا تفسیر و تالیف پور داود که از سلسله انتشارات انجمن زردشتیان ایرانی و انجمن ایران لیک است این طور نوشته است که : (تشتر) در اوستا ( تیشتریه ) آمده است و در زبان پهلوی تیشتر و تیشترین اسم بعضی از ستارگان است که در نزدیک تشتر می باشند و آن را همراهی         می کنند و این ستاره ( شعری یمانی ) است و بیرونی می گوید که ستاره ای است بر دهان ( کلب الجبار ) و پلوتارک هم می نویسد که ایرانیان آن را از زمان بسیار قدیم می شناختند و می دانستند که تشتر ستاره ی شعری یمانی است و مورخ مذکور صریحا از ستوده بودن این ستاره نزد ایرانیان اشاره کرده و    می گوید : هرمزد ، (سیریوس ) را که در نزد منجمین اسلام به نام شعری یمانی است – نگهبان و پاسبان سایر ستارگان قرار داد و این مطابق است با آن چه در خصوص ( تشتر ) در اوستا ذکر شده است و در فقره ی 44 از تشتریشت آمده است " ما ستاره ی (( تشتر )) درخشان و با شکوه را می ستاییم که اهورا مزدا او را سرور و نگهبان همه ی ستارگان برگزیده ( چنان چه زردشت را برای مردمان ) ." <br />
در کتاب ( بندهشن ) و مجموعه مقالات و نوشته های <br />
w.h.henning an astronomical chapter of bundhashan journal of the royal Asiatic society.<br />
که در اکتبر 1942 منتشر شده صفحات 248 و 249 و همچنین با توجه به فصل دوم بندهشن که از یادداشت های <br />
D.N.Mackenzie <br />
Zorasterian astrology in bundhashan school of oriental and African student. <br />
در بولتن مطالب بسیار ارزنده و جالبی درباره ی ستاره شناسی ایرانیان قدیم آمده است و در کتاب بندهشن مشخصات و نام ستارگان و نام ماه ها و صور فلکی و مسیر حرکت و تقارن و سایر مشخصاتی را برای آن ها ذکر شده است .<br />
نکته جالبی که اخیرا کشف شده حاکی از آن است که مشخصات ستاره " شعرای یمانی " و ستاره ی " وگا " هر یک برابرند با 10000 درجه کلوین حرارت و با اسپکتروم 0A و دارای تشعشعات هیدروژنی و ستاره ی ملتهب درخشان و سفید از یک خانواده بنابراین با توجه به نکات فوق این خود مایه ی کمال تعجب است که ایرانیان در 2700 سال پیش چگونه و با چه وسایلی توانسته بودند این دو ستاره را در دو گوشه ی آسمان مورد توجه خاص      قرار داده و هر یک را به عنوان فرمانده و صاحب اقتدار یک قسمت از آسمان بگمارند . اهمیت این مطلب موقعی عیان می شود که بدانیم در عصر حاضر دانشمندان با وسایل بسیار پیچیده ی علمی ، تازه دریافته اند که این دو ستاره که در دو نقطه ی آسمان قرار دارند از لحاظ مشخصات کاملا شبیه یکدیگرند و یک چنین تشابهی بین ستارگان دیگر بسیار نادر است و انتخاب آن دو         بی مورد نبوده . در مورد ستاره ی وننت که در نسر طایر است این مطلب قابل توجه است ، که در ماه مارس 1964 بر اساس مقاله ای که در روزنامه ی معروف لنینگرد منتشر شد این مسئله مطرح گردید که موجوداتی هوشمند از برج دجاجه یکی از صور فلکی cygni  که مورد توجه و تحت بررسی های فلکی است سعی دارند ، با زمین تماس بگیرند : صاحبان این نظریه دو دانشمند معروف « ژنریک التوف » و « والتینا شوراله وا » معتقدند که این حادثه پاسخ و عکس العمل موجودات آسمانی در برابر انفجارهای عظیم آتشفشانی ( کاراکاتون ) است که واقع در اقیانوس هند بود و در سال 1853 به وقوع پیوست . این آتشفشانی ، طوفانی از امواج رادیویی را به فضا فرستاده و موجودات هوشمند منظومه مذکور آن را نوعی پیام رسیده از سایر کرات تلقی کرده و در پاسخ از اشعه ی لیزر بسیار قوی استفاده کرده و به فضا پاسخ داده اند . چقدر مایه تعجب است که امروزه در می یابیم که محل مورد نظر دانشمندان ستاره شناسیی و رصدخانه ی مذکور همان محل ستاره ی وننت است که در کتاب بندهشن آن را مورد توجه قرار داده است . <br />
آن چه در مورد ستاره شناسی در دوران قبل از اسلام قابل توجه است این است که برای حرکات ماه که در مدت 28 روز شکل های مختلفی به خود     می گرفته ، منازل و جایگاه هایی در آسمان تعیین کرده بودند و هر یک از این مکان ها را به اسمی می خواندند . حالات و منازل ماه بعد ها در دوره ی اسلام در نزد عرب ها و مسلمانان و دانشمندان ستاره شناس و ریاضی دان اهمییت خاصی داشته و حتی در قرآن کریم به آن اشاره شده است : <br />
« والقمر قدرناه منازل حتی عاد کالعرجون القدیم » ( یس /39 )<br />
مطلبی که در این باب بسیار جالب و در خور تعمق و تحقیق بوده و به همین مناسبت مایه ی غرور و افتخار هر ایرانی است که ایرانیان قدیم و تیره ی آریایی یکایک این منازل را می شناختند و برای هریک از آن ها نام های جداگانه ای انتخاب کرده بودند و هر منزلی را به نام « ناک چترا » می گفتند ( چترا به معنی چهره ) .<br />
بررسی کتاب بندهشن و اوستا و دیگر کتاب های مقدس زردشت این واقعیت را روشن می کند که پرتوی اولیه ی دانش اختر شناسی از مردم دانشمند ایران و تیره ی آریا ها بود که امروز به دیگر نقاط جهان پرتو افکنده است .<br />
نام منازل ماه در دانش ستاره شناسی ایرانیان که آن را خورتک می گفتند از کتاب بندهشن استخراج شده و برای بررسی و تحقیق و توجه به این مطلب مهم ، همراه با نام های عربی آن نوشته می شود .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام <br />
<br />
   <span style="font-size: 7pt;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">    تاریخچه ای از دانش اخترشناسی قوم آریا :</span></span><br />
<br />
دانش اخترشناسی و علوم ریاضی و ستاره شناسی ایران را می توان به سه دوره به شرح زیر تفسیر کرد :<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">دوره اول – ریاضی دانان قبل از اسلام </span><br />
متاسفانه گنجینه ی گرانبهای آثار و کتب ریاضی دانان قبل از اسلام در میان جنگ های مختلف و در چپاول ، غارت و آتش سوزی ها و جزیه گرفتن ها از بین رفته و آن چه که از دستبرد زمانه باقی مانده بود در زمان حمله اعراب و مغول تاراج و نابود گردید . فقط اغلب در لا به لای کتاب های انگشت شمار و رسالات جسته و گریخته و سنگ نوشته ها آثاری عمیق و ارزنده که واقعا مایه تعجب و تفکر است مشاهده می شود . نخست لازم است اشاره ی مختصری به این نکته شود که آن چه ما از نژاد قدیم ایرانی می دانیم این است که اقوام آریایی شامل : ایلامی ها ، مینتیانی ها ، کاسپی ها ، که از آریایی های تیره ی " نوردیک " بودند از 4000 سال قبل از میلاد ساکن فلات ایران شدند .<br />
در 3800 سال قبل از میلاد به علت هوش و ذکاوت و معلوماتی که داشتند شالوده ی شهرهای شوش و انزان را ریختند و 3700 سال قبل سازنده ی اولین سفال های ظریف نقش دار بودند . اونتاسکال به خاطر ساختن کاخ های با شکوهش صفحات زرین تاریخ را درست کرد . <br />
پرستش الهه ی آفتاب در 3300 سال قبل و انهدام شهر بابل و همچنین تدوین قوانین همورابی نمونه ای از تمدن عهد قدیم و حکومت چهار قوم ایلامی ، مینتیانی ،کاسپایی و آریایی بود که تا اوایل پیدایش حضرت زردشت1 بین 600 تا 700 سال قبل از میلاد ادامه داشت . کتاب اوستا ، بندهشن ، گات ها ، دینکرد در 1570 سال پیش نوشته شده و سپس دین زردشت آیین مقدس ایرانیان زیر فرمانروایی فراتس مذهب رسمی ایرانیان گردید و شاهنشاهی عظیم ایران از 2500 سال قبل توسط کورش بنیاد گذاشته شد . قوم سکاهایی که آیین  (مهرپرستی ) را داشته در حدود 2300 سال قبل ، از سیستان به اطراف رود سند عزیمت کردند و اطلا عات وسیعی از تقویم و ستاره شناسی داشتند و (شکاکادوباها ) نام تقویم سکاها بود .<br />
بررسی کتاب اوستا در 21 فصل ، کتاب بندهشن ( آغاز خلقت ) و کتاب دینکرد که اولین دایره المعارف دینی دنیا است مورد توجه تهمورث شاه قرار گرفت و دستور داد نوشته ها و کتاب های دانش آن روز را بر پوست درخت توز بنویسند و در قلعه (جی) محفوظ نگه دارند .  <br />
<br />
 از آن چه که در چند کتاب انگشت شمار که از تاخت و تاز ، انهدام و غارت تازیان باقی مانده ، در می یابیم ایرانیان قدیم ، دانش ریاضی ، ستاره شناسی و ستاره             شناسی را به حد غیر قابل تصور می شناختند . ارتاخالیس یکی از دانشمندان محقق و مهندس برجسته ی ایران بود که در سال 480 قبل از میلاد برای عبور ناوگان خشایارشاه ، ساختن ترعه ای را در جزیره ی اتوس رهبری کرد . شناسایی و اطلاعات آنان از ستاره شناسی اساس و پایه ی علم ستاره شناسی گردید دانشمندان ایرانی دوره ی اسلام آن را به حد کمال رسانیده و تا آن جایی که احتیاج به وسایل و ابزار نبود ، تئوری این دانش را تکمیل کردند . <br />
ایرانیان قدیم در ابتدا چهار فرمانروا برای آسمان به شرح زیر انتخاب کردند :<br />
1- تیشتر- سپاهپت خراسان که امروز آن را ستاره ی( شعرای یمانی )یا کلب الجبار می گویند این ستاره سپهبد یا فرمانده نواحی آسمان خراسان بود .             <br />
2- ستوئس - سپاهپت خوروران ( الدبران ) در صورت فلکی ثور .<br />
3- وننت – سپاهپت نیمروج – وگا در صورت فلکی نسر طایر .<br />
4- هیپتوایرنگ – سپاهپت اباختر- دب اکبر .<br />
ایرانیان مشخصات کامل برای یکایک آن ها داشتند و اطلاعاتی که از کتب و سنگ نوشته ها به دست می آید عبارت از مطالب و جملات پر ارزشی هستند که در تحقیق و بررسی یکایک کلمات و جملات آن ها نه تنها به دنیایی از دانش و علم اخترشناسی بلکه طب و امور اجتماعی و فلسفی روبرو می شویم که حیرت و تعجب زاید الوصفی را در وجود ما بر می انگیزد . مطالبی که تذکر آن در این جا ضروری به نظر می رسد این است که با توجه به تحقیقی که درباره ی کتاب "  الموالید علی الوجود و المحدود " به عمل آمده ثابت شده که کتاب مذکور ترجمه ی عربی کتاب ( پارسیک ) است که در اصل به زبان پهلوی بوده و به دستور انوشیروان انجام گرفته . مطالب کتاب پارسیک از نوشته های مرد دانشمندی است که کلید دار رصدخانه ی ( آزی دهاک ) بوده و سرپرستی هفت منجمی را داشته که مسئولین پرستشگاه ( هفت گوهران آسمان بودند ) .<br />
این حیرت ها و کنجکاوی ها بود که (هنینگ ) ، (ماکنزی ) ، (دارمستتر ) ، (بارتلومه ) ، (ویلیام جکسن ) ، (پوپ ) ، ( گیرشمن ) ، ( گدار ) ، ( تلینو ) ،     ( وست ) ، ( هوسینگ ) ، (سن جانا ) ، ( اشپیگل ) ، ( ویتدیشمن ) ، ( گیگر ) ، (پلیو ) و (شاوانس ) و سایر محقیقین دانشمند جهان را بر انگیخت تا کتب و رسالات متعددی درباره ی زردشت ، اوستا و ایرانیان قدیم و اقوام آریایی و مادها و مذهب مانوی به رشته ی تحریر در آورند که نه تنها کتب آن ها امروز زینت بخش کتابخانه ها و موزه های بزرگ دنیا ست بلکه حاصل این کند و کاو و بصورت کلیدی برای تکاپوگری نسل های آینده به جای مانده است .<br />
شکی نیست که علم ستاره شناسی از زمان بسیار قدیم مورد توجه ایرانیان بوده به ویژه آن که آسمان صاف و هوای خوش ایران که فروغ ستارگان را چندین برابر می کرده و جلای آسمان کویر و شهرهای نزدیک آن ، درخشش ستارگان آن جا که شهرتش در هر جا پراکنده است بهترین انگیزه و دلیل برای تشویق و تهییج افراد به بررسی و تحقیق درباره ی اختران در این سرزمین بوده است .<br />
کتاب ( بندهشن )  که به معنی کتاب راز آفرینش است اثر پر ارزشی است که در آن از دانش ستاره شناسیی ایران سخن بسیار رفته ، مباحث این کتاب درباره ی آفرینش جهان از روز نخست است و توسط " گویت شاه رستم بندار " نویسنده ی دست نویس راتستان متعلق به کتابخانه ی پدر بهرام گور رونویسی شده است ، متاسفانه تاریخ دقیق نوشتن آن معلوم نیست و به احتمال قوی در زمان تهمورث شاه مجددا " آن را به زبان پهلوی نوشته اند و بنیاد فرهنگ ایران تحت شماره 4 زبان شناسی ایرانی آن را عینا " چاپ و منتشر کرده است . این کتاب از جمله مهم ترین و مفصل ترین آثار پهلوی است . <br />
اگر بخش " هوس پارم یا نسک هفدهم " اوستا را مطالعه کنیم در می یابیم که شامل مسایل بسیاری درباره ی ستاره شناسی ایرانیان قدیم است . <br />
در قسمتی از کتاب مقدس اوستا تفسیر و تالیف پور داود که از سلسله انتشارات انجمن زردشتیان ایرانی و انجمن ایران لیک است این طور نوشته است که : (تشتر) در اوستا ( تیشتریه ) آمده است و در زبان پهلوی تیشتر و تیشترین اسم بعضی از ستارگان است که در نزدیک تشتر می باشند و آن را همراهی         می کنند و این ستاره ( شعری یمانی ) است و بیرونی می گوید که ستاره ای است بر دهان ( کلب الجبار ) و پلوتارک هم می نویسد که ایرانیان آن را از زمان بسیار قدیم می شناختند و می دانستند که تشتر ستاره ی شعری یمانی است و مورخ مذکور صریحا از ستوده بودن این ستاره نزد ایرانیان اشاره کرده و    می گوید : هرمزد ، (سیریوس ) را که در نزد منجمین اسلام به نام شعری یمانی است – نگهبان و پاسبان سایر ستارگان قرار داد و این مطابق است با آن چه در خصوص ( تشتر ) در اوستا ذکر شده است و در فقره ی 44 از تشتریشت آمده است " ما ستاره ی (( تشتر )) درخشان و با شکوه را می ستاییم که اهورا مزدا او را سرور و نگهبان همه ی ستارگان برگزیده ( چنان چه زردشت را برای مردمان ) ." <br />
در کتاب ( بندهشن ) و مجموعه مقالات و نوشته های <br />
w.h.henning an astronomical chapter of bundhashan journal of the royal Asiatic society.<br />
که در اکتبر 1942 منتشر شده صفحات 248 و 249 و همچنین با توجه به فصل دوم بندهشن که از یادداشت های <br />
D.N.Mackenzie <br />
Zorasterian astrology in bundhashan school of oriental and African student. <br />
در بولتن مطالب بسیار ارزنده و جالبی درباره ی ستاره شناسی ایرانیان قدیم آمده است و در کتاب بندهشن مشخصات و نام ستارگان و نام ماه ها و صور فلکی و مسیر حرکت و تقارن و سایر مشخصاتی را برای آن ها ذکر شده است .<br />
نکته جالبی که اخیرا کشف شده حاکی از آن است که مشخصات ستاره " شعرای یمانی " و ستاره ی " وگا " هر یک برابرند با 10000 درجه کلوین حرارت و با اسپکتروم 0A و دارای تشعشعات هیدروژنی و ستاره ی ملتهب درخشان و سفید از یک خانواده بنابراین با توجه به نکات فوق این خود مایه ی کمال تعجب است که ایرانیان در 2700 سال پیش چگونه و با چه وسایلی توانسته بودند این دو ستاره را در دو گوشه ی آسمان مورد توجه خاص      قرار داده و هر یک را به عنوان فرمانده و صاحب اقتدار یک قسمت از آسمان بگمارند . اهمیت این مطلب موقعی عیان می شود که بدانیم در عصر حاضر دانشمندان با وسایل بسیار پیچیده ی علمی ، تازه دریافته اند که این دو ستاره که در دو نقطه ی آسمان قرار دارند از لحاظ مشخصات کاملا شبیه یکدیگرند و یک چنین تشابهی بین ستارگان دیگر بسیار نادر است و انتخاب آن دو         بی مورد نبوده . در مورد ستاره ی وننت که در نسر طایر است این مطلب قابل توجه است ، که در ماه مارس 1964 بر اساس مقاله ای که در روزنامه ی معروف لنینگرد منتشر شد این مسئله مطرح گردید که موجوداتی هوشمند از برج دجاجه یکی از صور فلکی cygni  که مورد توجه و تحت بررسی های فلکی است سعی دارند ، با زمین تماس بگیرند : صاحبان این نظریه دو دانشمند معروف « ژنریک التوف » و « والتینا شوراله وا » معتقدند که این حادثه پاسخ و عکس العمل موجودات آسمانی در برابر انفجارهای عظیم آتشفشانی ( کاراکاتون ) است که واقع در اقیانوس هند بود و در سال 1853 به وقوع پیوست . این آتشفشانی ، طوفانی از امواج رادیویی را به فضا فرستاده و موجودات هوشمند منظومه مذکور آن را نوعی پیام رسیده از سایر کرات تلقی کرده و در پاسخ از اشعه ی لیزر بسیار قوی استفاده کرده و به فضا پاسخ داده اند . چقدر مایه تعجب است که امروزه در می یابیم که محل مورد نظر دانشمندان ستاره شناسیی و رصدخانه ی مذکور همان محل ستاره ی وننت است که در کتاب بندهشن آن را مورد توجه قرار داده است . <br />
آن چه در مورد ستاره شناسی در دوران قبل از اسلام قابل توجه است این است که برای حرکات ماه که در مدت 28 روز شکل های مختلفی به خود     می گرفته ، منازل و جایگاه هایی در آسمان تعیین کرده بودند و هر یک از این مکان ها را به اسمی می خواندند . حالات و منازل ماه بعد ها در دوره ی اسلام در نزد عرب ها و مسلمانان و دانشمندان ستاره شناس و ریاضی دان اهمییت خاصی داشته و حتی در قرآن کریم به آن اشاره شده است : <br />
« والقمر قدرناه منازل حتی عاد کالعرجون القدیم » ( یس /39 )<br />
مطلبی که در این باب بسیار جالب و در خور تعمق و تحقیق بوده و به همین مناسبت مایه ی غرور و افتخار هر ایرانی است که ایرانیان قدیم و تیره ی آریایی یکایک این منازل را می شناختند و برای هریک از آن ها نام های جداگانه ای انتخاب کرده بودند و هر منزلی را به نام « ناک چترا » می گفتند ( چترا به معنی چهره ) .<br />
بررسی کتاب بندهشن و اوستا و دیگر کتاب های مقدس زردشت این واقعیت را روشن می کند که پرتوی اولیه ی دانش اختر شناسی از مردم دانشمند ایران و تیره ی آریا ها بود که امروز به دیگر نقاط جهان پرتو افکنده است .<br />
نام منازل ماه در دانش ستاره شناسی ایرانیان که آن را خورتک می گفتند از کتاب بندهشن استخراج شده و برای بررسی و تحقیق و توجه به این مطلب مهم ، همراه با نام های عربی آن نوشته می شود .]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نچوم و زرتشت]]></title>
			<link>https://www.astrotalk.ir/thread-311.html</link>
			<pubDate>Tue, 07 Aug 2007 14:10:44 +0330</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://www.astrotalk.ir/member.php?action=profile&uid=112">abadanastro</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://www.astrotalk.ir/thread-311.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام  <div style="text-align: justify;" class="mycode_align">جالب ترین مطلبی که درباره ی زردشت باید بدانیم این است که گروهی از محققین و دانشمندانی که درباره ی " زرتشت پیغمبر ایران باستان " می نویسند : زرتشت در ده سال (تفکر) تنها به اندیشه نگذارند بلکه علم ستاره شناسی را نیز دنبال کرد و شکاف سنگی را که از طاق غار تا سر کوه بود برای رصد ستارگان به کار می برد و به ستاره یابی و پژوهش در گردش ستارگان و به ساختن زیج و اسطرلاب می پرداخت . گفته اند که همه ی طاق ها و دیواره های آن غار پر از نگار ستارگان و پیکره ی ماه و خورشید و مسیر گردش آنان بوده . این غار پس از سال های بسیار زیارتگاه ایرانیانی بود که زردشت را به پیامبری برگزیده بودند . قزوینی محل آن را در کوه سبلان و " میر خواند " آن را نزدیک اردبیل گزارش داده است .</div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام  <div style="text-align: justify;" class="mycode_align">جالب ترین مطلبی که درباره ی زردشت باید بدانیم این است که گروهی از محققین و دانشمندانی که درباره ی " زرتشت پیغمبر ایران باستان " می نویسند : زرتشت در ده سال (تفکر) تنها به اندیشه نگذارند بلکه علم ستاره شناسی را نیز دنبال کرد و شکاف سنگی را که از طاق غار تا سر کوه بود برای رصد ستارگان به کار می برد و به ستاره یابی و پژوهش در گردش ستارگان و به ساختن زیج و اسطرلاب می پرداخت . گفته اند که همه ی طاق ها و دیواره های آن غار پر از نگار ستارگان و پیکره ی ماه و خورشید و مسیر گردش آنان بوده . این غار پس از سال های بسیار زیارتگاه ایرانیانی بود که زردشت را به پیامبری برگزیده بودند . قزوینی محل آن را در کوه سبلان و " میر خواند " آن را نزدیک اردبیل گزارش داده است .</div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[منجمان تاریخ ایران]]></title>
			<link>https://www.astrotalk.ir/thread-309.html</link>
			<pubDate>Tue, 07 Aug 2007 02:11:50 +0330</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://www.astrotalk.ir/member.php?action=profile&uid=112">abadanastro</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://www.astrotalk.ir/thread-309.html</guid>
			<description><![CDATA[شیخ عبد الرحمن صوفی<br />
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">ابوالحسن عبدالرحمان بن عمر سهل صوفی رازی که اروپاییان او را « ازوفی »می نامند . اصلا اهل فارس بوده که در شهر ری تهران در چهاردهم محرم(291 ه 902 م ) چشم به جهان گشود و در سیزدهم محرم سال (386ه 986م) چشم از جهان فرو بست .<br />
ابن العبری مورخ درباره ی وی می گوید : « صوفی » فاضلی جلیل القدر آگاه و نجیب و زیرک بود . همچنین جرج سارتون در کتاب خود از صوفی به عنوان بزرگترین منجم اسلام یاد می کند و می گوید : « کتاب صور الکواکب او یکی از سه شاهکار معروف ستاره شناسی مسلمین است ، که دو کتاب دیگر زیج ابن یونس و زیج الغ بیک است » .<br />
کمتر رصدخانه ای است در جهان که کتاب مذکور زینت بخش آن کتابخانه نباشد . صوفی کتاب صور الکواکب خود را در 61 سالگی بنام عضدالدوله دیلمی نوشت و چون این پادشاه علاقه وافری به ستاره شناسی داشت و بنا به اعتراف خود  افتخار شاگردی صوفی را در این زمینه داشته به نزد درباریان و دیگران ، بدان مباهات می نمود .<br />
صوفی از طریق رصدخانه ای که در باغ این پادشاه قرار داشت توانست به مشاهده ستارگان پرداخته و آن ها را رصد نماید . او از همین جا متوجه تعدادی از ستارگان ثابت می شود که هیپارک منجم معروف متوجه آن ها نشده بود . همچنین او ستارگان فردوج را شناسایی کرده و با کمال شجاعت به اصلاح اشتباه های رصد های بطلیموس پرداخت .<br />
او اولین منجمی بود که در تعیین قدر ستارگان تفحس کرده است . برخی از کشفیات او در باب ستاره شناسی بدین قرار است :<br />
1-اولین سحابی در آندرومدا <br />
2-کشف سحابی در « وول – پکولا » در صورت فلکی روباه .<br />
3-تحقیق درباره سحابی نثره در صورت فلکی خرچنگ .<br />
و نیز ساختن کره سماوی جالبی که اکنون در موزه قاهره نگهداری می شود .<br />
<br />
<br />
<br />
از صوفی کتاب های زیاد دیگری نیز به یادگار مانده است که برخی از آن ها در کتابخانه ها و موزه های اروپا  ، از جمله کتابخانه های پاریس ، آکسفورد ، کپنهاگ و سن پترزبورگ ، استانبول و آستان قدس رضوی در دسترس دانشمندان و منجمین است از جمله آن ها کتب زیر را می توانیم نام ببریم :<br />
1-رساله اشکال متساوی الاضلاع<br />
2-رساله الاجوزه فی الکواکب الثابته <br />
3-رساله التذکر<br />
4-رساله المطارح الشعاعات<br />
5-رساله فی العمل به الاسطرلاب   <br />
شیلر منجم دانمارکی دو کتاب معروف صوفی را به زبان فرانسه در کپنهاگ و سن پترزبورگ انتشار داد و نیز سوتر و روسکا کتاب فی العمل الاسطرلاب را منتشر کردند .در پایان بد نیست بدانید که در کنگره ستاره شناسی که در سال 1960 در خارج برپا شد ، برای تجلیل از این دانشمند بزرگ ایرانی در نصف النهار 13 درجه جنوبی کره ماه و نه نقطه دیگر فضا بنام او ثبت گردید .</div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[شیخ عبد الرحمن صوفی<br />
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">ابوالحسن عبدالرحمان بن عمر سهل صوفی رازی که اروپاییان او را « ازوفی »می نامند . اصلا اهل فارس بوده که در شهر ری تهران در چهاردهم محرم(291 ه 902 م ) چشم به جهان گشود و در سیزدهم محرم سال (386ه 986م) چشم از جهان فرو بست .<br />
ابن العبری مورخ درباره ی وی می گوید : « صوفی » فاضلی جلیل القدر آگاه و نجیب و زیرک بود . همچنین جرج سارتون در کتاب خود از صوفی به عنوان بزرگترین منجم اسلام یاد می کند و می گوید : « کتاب صور الکواکب او یکی از سه شاهکار معروف ستاره شناسی مسلمین است ، که دو کتاب دیگر زیج ابن یونس و زیج الغ بیک است » .<br />
کمتر رصدخانه ای است در جهان که کتاب مذکور زینت بخش آن کتابخانه نباشد . صوفی کتاب صور الکواکب خود را در 61 سالگی بنام عضدالدوله دیلمی نوشت و چون این پادشاه علاقه وافری به ستاره شناسی داشت و بنا به اعتراف خود  افتخار شاگردی صوفی را در این زمینه داشته به نزد درباریان و دیگران ، بدان مباهات می نمود .<br />
صوفی از طریق رصدخانه ای که در باغ این پادشاه قرار داشت توانست به مشاهده ستارگان پرداخته و آن ها را رصد نماید . او از همین جا متوجه تعدادی از ستارگان ثابت می شود که هیپارک منجم معروف متوجه آن ها نشده بود . همچنین او ستارگان فردوج را شناسایی کرده و با کمال شجاعت به اصلاح اشتباه های رصد های بطلیموس پرداخت .<br />
او اولین منجمی بود که در تعیین قدر ستارگان تفحس کرده است . برخی از کشفیات او در باب ستاره شناسی بدین قرار است :<br />
1-اولین سحابی در آندرومدا <br />
2-کشف سحابی در « وول – پکولا » در صورت فلکی روباه .<br />
3-تحقیق درباره سحابی نثره در صورت فلکی خرچنگ .<br />
و نیز ساختن کره سماوی جالبی که اکنون در موزه قاهره نگهداری می شود .<br />
<br />
<br />
<br />
از صوفی کتاب های زیاد دیگری نیز به یادگار مانده است که برخی از آن ها در کتابخانه ها و موزه های اروپا  ، از جمله کتابخانه های پاریس ، آکسفورد ، کپنهاگ و سن پترزبورگ ، استانبول و آستان قدس رضوی در دسترس دانشمندان و منجمین است از جمله آن ها کتب زیر را می توانیم نام ببریم :<br />
1-رساله اشکال متساوی الاضلاع<br />
2-رساله الاجوزه فی الکواکب الثابته <br />
3-رساله التذکر<br />
4-رساله المطارح الشعاعات<br />
5-رساله فی العمل به الاسطرلاب   <br />
شیلر منجم دانمارکی دو کتاب معروف صوفی را به زبان فرانسه در کپنهاگ و سن پترزبورگ انتشار داد و نیز سوتر و روسکا کتاب فی العمل الاسطرلاب را منتشر کردند .در پایان بد نیست بدانید که در کنگره ستاره شناسی که در سال 1960 در خارج برپا شد ، برای تجلیل از این دانشمند بزرگ ایرانی در نصف النهار 13 درجه جنوبی کره ماه و نه نقطه دیگر فضا بنام او ثبت گردید .</div>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>